="description" CONTENT="دنیای سوادآموزی و آموزش بزرگسالان - درباره مسائل سوادآموزی و آموزش بزرگسالان ،اخبار علمی آموزشی و تربیتی"> دنیای سوادآموزی و آموزش بزرگسالان
درباره مسائل سوادآموزی و آموزش بزرگسالان ،اخبار علمی آموزشی و تربیتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 10:54  توسط ناصر پورمحمدیان  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 10:51  توسط ناصر پورمحمدیان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 10:35  توسط ناصر پورمحمدیان  | 

http://s5.picofile.com/file/8154991734/DSC02441


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 10:22  توسط ناصر پورمحمدیان  | 

وفاي سردار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 8:38  توسط ناصر پورمحمدیان  | 

 

6-    سوادآموزی در افق آینده

 

سوادآموزی در افق آینده

با تصويب چارچوب وكليات مرحله اول آموزش بزرگسالان در جلسه هشتصدو شصت ودومين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش در تاريخ 23/3/91 وابلاغ از سوي آن شوراي ،مرحله اول آموزش بزرگسالان به منظور برنامه ريزي براي حدود 000/000/9 بي سواد مطلق استمرار پيدا كرد .وليكن  براي حدود 26 در صد از فعالان جامعه تصويب و اجراي مرحله دوم آموزش بزرگسالان اجتناب ناپذير به نظر مي آيد تا براي دوره پس از دهه سواد آموزي (بعد از سال 2015 ) برنامه آينده نگري براي قشر عظيمي از نيروهاي مولد جامعه فراهم نمايد .

مرحله اول آموزش بزرگسالان سه هدف عمده براي سازمان  ترسيم نموده است اول سواد آموزي و با سوادي كامل گروه سني 49-10 سال دوم  تحكيم و تثبيت سواد سوم ارتقاء سطح سواد كه سازمان براي هريك از اهداف فوق دوره هاي  زير را برنامه ريزي ، طراحي و به مرحله اجرا گذاشت .

آسيب شناسي دوره هاي سواد آموزي و برنامه ريزي درسي حاكي از  طولاني بودن دورها ، عدم استقبال سواد آموزان از حضور طولاني مدت در دوره ها، تاكيد بر آموزش مهارتهاي خواندن و نوشتن ومحفوظات ذهني فراگيران و عدم توجه به مهارتهاي دانشي ، حرفه اي و اساسي زندگي است .

 ويژگي هاي سواد آموزي و آموزش بزرگسالان بعد از سال 2015.

1 كوتاه بودن دوره هاي سواد آموزي

2 تقدم آموزش حرفه بر سواد پايه

3 تاكيد براستفاده از فن آوري هاي ارتباطات و اطلاعات دربرنامه ريزي درسي و آموزش رسانه اي

4 تاكيد بر آموزش مهارتهاي اساسي زندگي، ارتباط و تعامل .

5 - آموزش بر اساس علايق و نيازهاي فراگيران

6 آموزش هاي مبتكرانه و با تاكيد برقوه تخيل و پرورش خلاقيت در فراگيران .

7 - تاكيد بركيفيت آموزش

8 ايجاد خود آگاهي در فراگيران

9 - ارائه آگاهي هائي در زمينه مبارزه با  ايدز ، مواد مخدر ، بيكاري ، جرايم سازمان يافته ومفاسد اجتماعي واقتصادي وآگاهي در زمينه تصادفات جاده اي و راهنمائي و رانندگي .

10- كسترش آموزش پايه در حد اول متوسطه(مرحله اول نظام 3-3-6)

11 تاكيد بر آموزش مادام العمر

تعريف جديد سوادآموزي از نظر يونسكو

سواد آموزي شامل پيوستاري از يادگيري است كه افراد را قادر مي سازد تا به اهداف خود دست يابند، دانش و استعداد خود را گسترش دهند و مشاركت كاملي در زندگي اجتماعي داشته باشند .

 هدف نهائي و مهم در افق آينده سواد آموزي  ايجاد تغيير كاربردي ،معنا دار و اساسي در تعريف سواد است به گونه اي كه  فرد باسواد با مهارتهائي كه آموخته است بتواند جامعه اي باسواد بسازد  كه در آن افراد  مفاهيم مشاركت كردن را با هم مي آموزند ،  در ايفاي نقش زندگي مراقب همديگرند ، همديگررا به نقد سازنده مي كشند  و نقادي آنها به دليل دوست داشتن يكديگر براي داشتن جامعه يادگيرنده ،  پايدار و پويا است .

  مقاله اي از ناصر پورمحمديان با عنوان" سواد آموزي و افق آينده  " چاپ شده در نشريه  فرصت دوم  ويژه نامه  سي و يكمين اجلاس رؤساي آموزش و پرورش شهرستانها ومناطق سراسر كشور – شهريور 93

 ۰۹۱۲۲۹۹۴۱۲۲  تاریخ ۳۰/۶/۹۳

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 14:14  توسط ناصر پورمحمدیان  | 

 

نظام سياسي ايتاليا

حكومت اين كشور جمهوري بوده و كابينه رئيس جمهور ائتلافي از 5 حزب است قوه مقننه از دو مجلس تشكيل يافته يكي سنا با 322 عضو و ديگري مجلس نمايندگان با 630 عضو و مدت نمايندگي هر يك از اين دو مجلس 5 سال است .

قانون اساسي موجود در سال 1948 تدوين شده است و بر اساس آخرين تقسيمات كشوري ايتاليا از 20 ناحيه تشكيل گرديده كه تعدادي از آنها در امور داخلي خويش خود مختار هستند .

فعاليت احزاب در ايتاليا آزاد بوده و احزاب مهم آن عبارتند از : دموكرات مسيحي و كمونيست و سوسياليست و نئو فاشيست ( جنبش سوسياليستي )

 

سازمانهاي قانون گذاري عبارتند از : مجلس شوراي ملي ( شامل نمايندگان مجلس نمايندگان و مجلس سنا ) و انجمن شوراي محلي . مسئولان اجرايي اصلي قانون . دولت مركزي و دولت محلي و ادارات شهرستاني و ادارات وابسته به شهرداري مي باشند .

رئيس حكومت توسط پارلمان انتخاب ميشود و بالاترين مقام حكومت را دارد و دوره قانوني رياست جمهوري در ايتاليا 7 سال است و قابل تمديد نيز مي باشد .

 

 

                                                    نظام اقتصادي         

 

         طبق آمار سال 1999 جي دي پي ( در آمد نا خالص ملي ) بر مبناي قيمت هاي جاري از بازار بر265/128/2 بيليون ليره با يك افزايش 9/2 / بالغ ميگردد.

واحد پول آن ليره ايتاليا (lit ) ميباشد كه هر  25 / 829 ليره ايتاليا برابر با يك دلار ميباشد توليد ناخالص ملي در سال 1978 حدود  39 / 238  ميليارد دلار بوده كه 40 /   آن از ضايع و 7 درصد از كشاورزي بدست مي آيد .

نرخ رشد سالانه توليد نا خالص ملي حدود 2 درصد است . واردات ايتاليا بيشتر شامل : نفت و فلزات و ماشين آلات و فولاد است كه اكثر ا از كشورهاي ايتاليا اكنون يكي از 7 كشور صنعتي جهان است دخالت مستقيم دولت در حيات اقتصادي تقريبا نادر است مگر آنكه كارخا نه هاي عظيم با خطر ور شكستگي مواجه شوند تا دولت به عنوان كمك دخالت نمايند .

در سياست اقتصادي ايتاليا موضوع انرژي از نظر اولويت جايگاه خاص خود را دارد .

و سياست انرژي كشور از روش عظيم ( شركت ملي نفت ايتاليا و شركت ملي برق ايتاليا ) به اجرا در مي آيد .

آلمان غربي ( 16 درصد ) فرانسه ( 12 درصد ) و امريكا ( 8 درصد  ) وارد ميشود .

 

2

ضمن اين صادرات اين كشور حدود91 /77 ميايارد دلار است كه بيشتر شامل : ماشين آلات صنعتي و وسائل نقليه و نساجي و اتومبيل و جنگ افزار است كه اكثرا به كشور هاي آلمان غربي و فرانسه و امريكا و انگلستان صادر ميشود .

مهمترين صنايع كشور عبارتند از : اتومبيل و صنعت نفت و نساجي و ماسين آلات صنعتي و كشتي سازي و هواپيما سازي و صنايع نظامي . شيميايي و غذائي و...

غلات و برنج و انگور و زيتون . ميوه جات مهمترين محصولات كشاورزي اين كشور است و ذخيره نفت زير زميني آن بالغ بر 645 ميليون بشكه است .

                                                        نظام فرهنگي    

 

از نظر فرهنگي ايتاليا در موضوع آثار تاريخي يكي از مشهورترين كشورهاي جهان محسوب ميشود و بيش از 900 موزه عمومي 5938 كتابخانه و  5/107  ميليون جلد كتاب خطي و مجله دارد كه به طور متوسط براي هر صد هزار نفر 8 كتابخانه وجود دارد .

كتابخانه هاي مذهبي بيشتر در استان لاتزيو و كامپانيا متمركز است .

نسبت به وسعت و جمعيت آن روز نامه ها نسبتا كم هستند ( حدود 80 روز نامه ) ميا نگين تيراژ روز انه 8 /9 ميليون و فروش آن 8/ 6 ميليون در روز است .

تلويزيون ايتاليا 3 كانال دارد و سال 1975 منحصرا در اختيار دولت بوده است ولي اكنون 27 شبكه سراسري در ايتاليا فعال هستند .

تشكيلات فرهنگي كشور ايتاليا بر چند گرايي نها دهاي مرتبط استوار گرديده است .

مديريت بر امور فرهنگي به گونه است كه كليه نهادهاي مرتبط با تشكيلات موازي در امور اداري اين مهم را انجام مي دهند .

طبق مدل اجرايي دولت كشور به 20 نا حيه 92 استان و حدود 8000  شهرداري تقسيم گرديد كه هم آنها نه تنها در اداره امور اقتصادي و اجتماعي بلكه در امور فرهنگي نيز دخالت دارند .

 

حفاظت و مرمت آثار تاريخي و ميراث فرهنگي كشور از مهمترين امور فرهنگ ملي ايتاليا به شمار مي رود .

مسئوليت دولت ايتاليا در خصوص اجراي سياست فرهنگي كشور در دو جهت افقي و عمودي ترسيم گرديده است . در سطح حكومت و دولت مركزي مسئوليت اداره و نظارت بر حوزه هاي فرهنگي ميان چندين وزارتخانه تقسيم شده است .

از جمله ارگانهايي كه علاوه بر وزارت فرهنگ به فعاليت در حوزه فرهنگ مي پردازد ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد .

1-              وزارت ميراث فرهنگي

2-              سازمان جهان گردي و هنرهاي نمايشي

3-              دفتر نخست وزيري

 

 

4-              وزارت امور خارجه

5-              وزارت پست و ارتباطات

6-              وزارت همكاريهاي دولتي

7-              وزارت آموزش و پرورش

جمعيت : جمعيت كشور ايتاليا بر اساس آخرين سرشماري سال 2003 بالغ بر000/ 497/ 57 نفر است كه سيزدهمين كشور جهان محسوب مي گردد .

ميانگين تراكم جمعيت ملي 192 سكنه در هر كيلومتر مربع مي باشد كه با اختلاف چشمگير بين مناطق 426 نفر در كامپانيا و 37 نفر در واله و آستا امتداد مي يابد .

67 درصد مردم در شهر ها و ما بقي در روستا ها ساكن هستند .

پر جمعيت ترين شهر آن رم حدود 5 درصد جمعيت كشور را تشكيل مي دهد.

از لحاظ توزيع سني3 /24 درصد جمعيت را افراد كمتر از 14 سال .

6/59 درصد را افراد   59   -15  سال و 1 / 16 درصد جمعيت را افراد بالاي 60 سال تشكيل مي دهد.

متوسط عمر مردان 69 سال و زنان 75 سال است .

مردم ايتاليا سفيد پوست و از تيره هاي مديترا نه اي – آلپي و ژرمني هستند .

و گروهايي از كشور هاي ديگر از جمله اسلاوها – آلپاني ها و فرانسويها در آن زندگي مي كنند .

99 درصد مردم كاتوليك بوده زبان رسمي ايتاليائي و خط مورد استفاده لاتين مي باشد .

جمعيت با سواد : ميزان جمعيت با سواد در ايتاليا بيش از 97 درصد ميباشد و 5/ 17  درصد از كل جمعيت به افراد بزرگسال بيسواد و يا كم سواد تعلق ميگيرد .

جمعيت بيسواد : ميزان متوسط بيسوادي    9/ 2   درصد است كه از اين درصد 2 /2  درصد مردان  6/ 3 زن مي باشد و نرخ بيسوادي در ميان بزرگسالان   14   /20   درصد و تعداد بزرگسالان كه هنوز مقطع ابتدائي نرسانده اند 2/ 12درصد مي باشد .

وضع سواد در ميان گروهاي سني :

دولت ايتاليا به منظور كاهش نرخ بيسوادي و توسعه آموزش بزرگسالان اقداماتي به شرح ذيل انجام داده است

1-              اجباري سازي حضور افراد در كلاسهاي آموزش ابتدائي از سال 1860

2-   اجباري سازي حضور كودكان در مدارس حداقل براي مدت 2 سال از ابتدائي استقلال كشور در 1923

3-              افزايش دوره تحصيلات اجباري به 5 سال براي همه در 1923

4-              اجباري سازي حضور افراد در كلاس هاي مقطع متوسطه طي سال 1962

5-   اجراي برنامه هاي socrator  در حوزه آموزش بزرگسالان با هدف تشويق افراد بزرگسال به تحصيل و آزمايش و تجربه روش هاي آموزش بزرگسالان

6-   طي دهه 1990 بيشتر از 300 هزار نفر از بزرگسالان در انواع واحدهاي تحصيلي شركت كرده اند.

   نرخ جذب كودكان در سن مدرسه : آموزش ابتدائي اولين دوره آموزش اجباري با اهداف بالا بردن سطح فرهنگي جامعه با ديدگاهي مثبت نسبت به آموزش اجتماعي و هماهنگي با ديگر ارگانها ست كه به مدت 5 سال از سنين 11- 6 سال طول ميكشد . آموزش ابتدائي اساسا توسط مدارس دولتي فراهم ميشود كه 93 درصد گروهاي سني كودكان در سن مدرسه را در بر ميگيرد

اما از موسسات خصوصي كه عمدتا توسط گروهاي مذهبي حمايت مالي ميشوند 7 درصد جمعيت جوان را تحت پوشش قرار مي دهند مدارس دولتي در ايتاليا رايگان و مدارس خصوصي شهريه دريافت مينمايند.

 

جمعيت بازمانده از تحصيل : 

جمعيت بازمانده از تحصيل كمتر 9/2 درصد ميباشد .

از چندين وقعه كليه كودكان – اين رده سني ( 11-6  ) در كلاس هاي ابتدائي ثبت نام مي كنند ولي تعداد كمي اين دوره را طي نكرده و يا قبل از پايان اين دوره ترك تحصيل ميكنند بدون اينكه مدرك پايان دوره آموزشي را دريافت نمايند .   

 

اصول و اهداف آموزش :

تحصيل براي همه و جامعه يكي از اصول كليدي است كه توسط قانون اساسي جمهوري ايتاليا بيان شده است اصل شماره 30 تاكيد مي كند كه :

تربيت كردن آموزش دادن تحصيل بچه ها وظيفه و حتي والدين بچه ها ست بنابراين اين حقي كه بر گردن شهر وندان است با وظيفه اي كه بر عهده دولت است وآنهم فراهم كردن خدمات تحصيلي مناسب مي باشد .

طبق قانون اساسي تحصيل در مدارس دولتي اجباري و رايگان است و براي 8 سال از14-6 سالگي اجباري است .

مهمترين اصول آموزش ايتاليا عبارتند از :

1-   طراحي نقشه ساختارهاي پايه اي آموزش كه براي پيشرفت مهارتها و توانائيهاي مختلف در آينده لازم است

2-   پايه گذاري زمينه آموزشي كه در آن نقش و ارزش نا كار آمد روش هاي سنتي نشان داده شده و در عين حال با اصول اساسي و مهم فرهنگي و اجتماعي پيوند خورده باشد .

3-   اطمينان از وجود روند ارتباطي مداوم بين آموزش و يادگيري و آيندهكاري جوانان نظير ارتباط ميان قابليتهاي مهارتي و توانا هاي بدست آمده در مدرسه و آنچه در بازار كار مورد نياز است .

4-              ايجاد استقلال داخلي موسسه هاي آموزشي

5-              ارزيابي مقررات آموزشي

         در ايتاليا هدف هاي برنامه هاي درسي در هر پايه توسط وزارت آموزش و پرورش تدوين ميشود .

 

ساختار آموزش و سازماني بزرگسالان

 

    سالها قبل هدف از آموزش بزرگسالان مبارزه با بيسوادي كامل بود و اين نوع بيسوادي مطمئنا كاهش يافته است نوع ديگر از بيسوادي كه به اندازه بيسوادي كامل نگران كننده است و همه گير و در حقيقت آنرا به عنوان بيسوادي كاركردي در نظر مي گيريم . در بر گيرنده افراد است چه بدون مدرك تحصيلي و چه با مدرك تحصيلي كه قادر به فهم يك متن مربوط به زندگي روز مره نمي باشد.

-مراكز محلي تعيين مكانهايي براي شناسائي نيازها برنامه ريزي هماهنگ سازي فعال كردن و اداره ابتكار هاي آموزشي بزرگسالان اين مراكز مرجع تربيتي و اجرايي خود را در مدرسه ابتدائي و راهنمايي دارند كه فعاليت هاي آموزشي بزرگسالان در محدوده آنها صورت مي گيرد .

- مراكز منطقه اي : در سال 1992 – 29 ژانويه تاسيس شدند و فعاليت هاي زير را ارائه ميدهند .

الف : پذيرش مشورت و راهنمايي

ب : آموزش مجدد كاربردي و اوليه

ج : زبان و يادگيري زبان تخصصي

د : يادگيري و توسعه آموزش شغلي اوليه

ه : ورود مجدد به سيستم آموزشي تربيتي به شيوه فرعي

       و:كلاس هاي شبانه براي دانش آموزان شاغل در دوره راهنمايي پيشرفته.

 

 

                        ساختار اداري و سازماني آموزش بزرگسالان     

 

-       كليه بزرگسالان مي توانند به فعاليت هاي مراكز دست يابند و بر اساس اولويت همه بزرگسالاني كه در بر گرفتن مدرك تحصيلي اجباري مردود ميشوند و آنهايي كه داراي مدرك تحصيلي اجباري مي باشند ميتوانند دوباره به دور هاي آموزشي و تربيتي بر گردند .

-  اشتراتژي دولت ايتاليا در قبال ِِآموزش بزرگسالان طي دهه 90 بر طبقه بندي بزرگسالان به طبقات مختلف جمعيتي بر حسب تقدم تحصيلاتي استوار بود .

-  استراتژي دولت در قبال بزرگسالان عمدتا بر كاهش نرخ بيسوادي در ميان اقشار محروم از تحصيل يا افراد كم سواد تاكيد دارد .

-  تحصيل بزرگسالان در ايتاليا و بسياري ديگر از كشورها ماموريت خود را تغيير داده و درصد مهيا كردن حداقل ميزان تحصيل به بيسوادان و بزرگسالان كه تحصيلات ابتدائي را در سن مربوط انجام نداه اند بر آمده است .

 

پيوند و تعامل ساختار آموزشي با آموزش مدرسه اي :

 

  آموزش و پرورش در ايتاليا بين سنين 6 تا 13 سالگي رايگان و اجباري است

برنامه درسي تمام ايتاليا يكسان است و توسط وزارت آموزش و پرورش تدوين و ارائه مي شود .

 

 

                          قوانين اجتماعي حاكم بر  برنامه هاي اموزشي

  

در برنامه هاي  قوانين اجتماعي در كشور ايتاليا توجه خاص به اقشار مختلف جمعيت معمول مي گردد و رويكرد جنسيتي براي آموزش تفاوتي ميان زنان و مردان قائل نيست و زمينه لازم براي ارتقائ سطح تحصيل همه گروه ها فراهم مي گردد .                        

اقدامات گوناگوني به منظور احقاق حقوق زنان و ايجاد تساوي حقوق زن و مرد صورت گرفته است . سازمانهاي متعددي به شكل خصوصي و مذهبي و يا دولتي و دروا احزاب پارلمان و كليسا براي حمايت از زنان فعاليت مي كنند .

ايتاليائي هاي سخت به مذهب پاي بند هستند و آداب و رسوم فرهنگي آنان از مذهبشان سرچشمه مي گردد.

بيش از 90  درصد مردم ايتاليا پيرو كليساي كاتوليك هستند . مذهب رسمي ايتاليا كاتوليك است . در ايتاليا عده كمي به مذهب پروتستان معتقدند .

در ايتاليا جشن نام گذاري مهمتر از جشن تولد افراد است و معمولا جشن هاي اجتماعي و مذهبي ويژه اي در مناسبت هاي خاص برگزار ميشود .

واتيكان مقر كليساي كاتوليك و بارگاه پاپ امروزي است . مذهب كاتوليك در ايتاليا نفوذ زيادي دارد و قوانين مدني كشور بر اساس قوانين آن عمل ميشود . در ايتاليا (رم ) كه مقر اصلي جهان مسيحيت است تا سالهاي اخير به مسلما نان اجازه تاسيس مسجد نمي دادند ولي اكنون اقداماتي شده است و تعداد مسلما نان ايتاليا دقيقا مشخص نمي باشد .

 

شخصيت هاي تاثير گذار بر روند سواد آموزي

 

 

 

 

 

 

 

برنامه هاي بسيج اجتماعي و شتاب دهنده به امر سواد آموزي

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداف /ماموريت ها / استراژدي ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محتواي كتب درسي و كمك درسي و روش هاي حاكم

 

 

 

 

 

ساختار آموزشي

 

ساختار آموزش در كشور ايتاليا از سن 5 سالگي آغاز ميشود . طول اين دوره پنج سال ميبا شد . دانش آموزان دارد يك دوره سه ساله متوسط ميشوند و در پايان اين دوره 8 ساله پس از برگزاري امتحانات داخلي دوره دبيرستان با طول مدت 5 سال آغاز ميشود و در پايان اين دوره superior  كليه دانش آموزان در امتحانات نهايي سراسري شركت كرده و موفق به اخذ مدرك ديپلم (                                          ) متوسط ميشوند .

 

ساختار آموزش حاكم در كشور ايتاليا به شرح ذيل ميباشد :

 

# كودكستان : اولين شكل آموزش بچه ها در ايتاليا است و اجباري نيست اما در جايگاه اولين سطح تحصيلات قرار ميگيرد . اكنون در مجموع 96 در صد كودكان در رده هاي سني 5-3 ساله در كودكستانها شركت مي كنند.

برنامه آموزشي كودكستانها بر اساس ارتباط نزديك بين اهداف آموزشي ( همانني / استقلال / رقابت ) و ابعاد توسعه و سيستم هاي فرهنگي نمادين پايه ريزي شده است .

# آموزش ابتدائي : تحصيلات اجباري با آموزش دوره ابتدائي شروع ميشود و براي بچه هاي 6-11 ساله در نظر گرفته شده است . آموزش ابدائي توسط دولت ارائه ميشود و 93 در صد گروهاي سني را در بر ميگيرد . كليه كودكان رده سني 6 سال از حق حضور در مراكز آموزش ابتدائي بر خوردار ميباشند .

# آموزش متوسطه : آموزش اجباري علاوه بر آموزش ابتدائي شامل مقطع مقدماتي متوسطه ميشود كه 3 سال طول مي كشد و بچه هاي 14-11 سال در آن تحصيل مي كنند . بيشتر اين مدارس توسط دولت اداره مي شود و3/96 درصد دانش آموزان رده سني 11-14 ساله را شامل ميشود .

# دوره هاي آموزش شغلي شاگردي آموزش استخدام قرار دادي و پيماني :

الف : تربيت معلم ابتدائي تربيت معلم كودكستان

ب : مدرسه فني

‍ ج : مدرسه حرفه اي

د : مدرسه هنر

 ه : دبيرستان كلاسيك

ز : آكادمي هنر هاي زيبا

ح : دانشگاه يا موسسات دانشگاهي

 

 

 

         آموزش پايه و اهداف كلي

 

-  آموزش پايه دولتي تا سن 15 سالگي مي باشد كه تا سن 16 يا 18 سالگي نيز ادامه مييابد .

-  هسكو لامه يا تحصيلات متوسط فراگير كه به اخذ گواهينامه دوره جهت حضور در مدارس تكميلي متوسط مي انجامد .

-  در مدارس تكميلي متوسط دانش آموزان ميتوانند به واحدهاي با لاتر علمي تكنيكي هنري يا حرفه اي وارد شوند و به شرط اخذ گواهينامه ميتوانند به همه دانشگا ها وارد شوند .

-  سه سال دوره آموزش حرفه اي منجر به كسب گواهينامه صلاحيت و استخدام ميشود .

-  پنج سال دوره آموزشي منجر به اخذ گواهينامه حرفه اي ميشود كه برابر است با گواهينامه مدرسه فني سيستم تحصيلي شامل موارد ذيل ميباشد .

-       كودكستان ( غير اجباري ) براي كودكان 3 تا 6 ساله

-       ابتدائي براي كودكان 6- 11 ساله

-       مدارس مقدماتي متوسطه براي كودكان و نوجوانان 11 تا 14 ساله

-       مدارس تكميلي شامل دانش آموزان 15 تا 19 ساله

براي بدست آوردن اجازه ورود به دبيرستان احتياج به گواهينامه اتمام دوره مقدماتي متوسطه ميباشد

از يكم سپتامبر سال 2000 تحصيلات پايه از 8 سال به 9 سال ارتقائ يافت بنابراين تحصيلات اجباري در6 سالگي شروع و در 15سالگي پايان ميا بد و هدف از نوسازماني افزايش سطح فرهنگي جوان ترين افراد جامعه مي باشد .

توسعه تحصيلات پايه كه برابري ميان دانش آموزان براي بدست آوردن فرصت براي پيدا كردن حرفه اش را تضمين مي كند

عناصر مهم كليدي و جديد عبارتند از :

1-              همساز كردن تدريس

2-              انعطاف پذيري و استقلال

 

 

                                معضلات آموزشي كشور ايتاليا

 

1-   نرخ پايين افراد برخوردار از مدارج دانشگاهي رده هاي سني 25 تا 64 نسبت به ديگر كشور ها ي ارو پائي

2-   با لاترين مدرك تحصيلي اكثريت جمعيت ايتاليا به واسطه فشار كاري مدرك سطح مقدماتي متوسطه

3-   نرخ پايين جوانان شركت كننده در تحصيلات تكميلي متوسطه نسبت به ديگر كشور هاي اروپائي

4-   نرخ بالاي بيكاران خصوصا در ايتالياي جنوبي كه شامل تعداد زيادي از افراد تحصيل كرده و برخوردار از مدرك مقطع متوسطه و يا مدرك دانشگاهي

5-              عدم اجباري بودن مقطع تكميلي متوسطه و آموزشهاي حرفه اي

6-              نرخ بالاي مردودين و ترك تحصيل كنندگان               

 

 

 

روش هاي برنامه ريزي مديريتي    

 

مركزي / غير متمركز / عمودي / افقي

 

نهاد هاي مركزي : بيشتر ادارات دولتي ( مركزي و غير مركزي ) كارهايشان را خودشان انجام مي دهند به جز آن كارها ئيكه مخصوص مناطق مي باشد و ديگر مسئولان محلي انجام ميدهند .

سيستم آموزشي ايتاليا يكي از مركزي ترين سيستم هاي آموزشي بوده و همواره تصميمات بصورت عمودي اتخاذ شده است و مسئولان دولتي آموزش و پرورش عبارتند از :

-       وزارت آموزش و پرورش ( ادارات مركزي )

-       رياست آموزش و پرورش تحصيلات استاني / ادارات منطقه اي

-       مديريت شهرستاني آموزش و پرورش و ادارات شهرستاني

 

با قانون مصوب 15 مارس 1997 شماره 594 بر چيده شدن مركزيت قديمي سيستم مدارس كه قبلا به يك مرحله مهم با حكم نمايندگان در سال 1974 رسيده بود اكنون كامل است قانون بالا و قوانين بعدي در سال 1999 اعلام كرد مدارس بصورت خود مختار ( مستقل تدريس – مديريت و تحقيقات فعالانه و آزمايشات توسعه پيدا كنند ) قانون فوق استقلال مدارس آزادي تدريس و كثرت گرائي فرهنگي را به ساختار ارزشي ميان طرح ريزي و بكار گيري تحصيلاتي مربوطه را تاييد مي كند .

 

 

    برنامه ريزي آموزشي

 

        فيليپ كومبو اقتصاد دان و صاحب نظر معروف معتقد است كه برنامه ريزي آموزشي در كشور هاي صنعتي در دهه هاي پس از جنگ جهاني دوم از چهار مرحله گذشته است كه ميتوان به اختصار به انها اشاره كرد .   

مرحله اول : مرحله تجديد بنا در نظانهاي از هم پاشيده آموزش و پرورش جوامع صنعتي پس از جنگ دوم جهاني است . در اين مرحله هم در كميت و هم از كيفيت نظامهاي آموزش و پرورش جوامع صنعتي بازسازي مي شوند و روش ها و اسلوب هاي جديد برنامه ريزي آموزشي ابداع مي گردد .

 

مرحله دوم : در اين مرحله توجه همه جانبه اي به آموزش و پرورش نيروي انساني كشور هاي ياد شده معطوف ميشود . سرمايه گذاري در زمينه آموزشي به عنوان يك سرمايه گذاري مفيد و دراز مدت و موثر در توليد و خدمات به حساب مي آيد نه سرمايه گذاري غير مولد و مصرفي .

 

مرحله سوم : در اين مرحله توجه به روند حركت برنامه ريزي آموزشي در جوامع پيشرفته گسترش لجام گسيخته نيازمنديها و تقاضامنديهاي آموزشي است . اين گسترش نياز منديهاي آموزشي داراي دو بعد بوده يك بعد آن به نظام اقتصادي و صنعتي كشور هاي پيشرفته مربوط ميشد و بعد ديگر به قضيه مسائل اجتماعي و ارزش هاي فرهنگي و معنوي جامعه ارتباط داشت .

 

مرحله چهارم : مرحله چهارم در روند برنامه ريزي آموزشي در جهان صنعتي را بدنبال مراحل سه گانه ياد شده مرحله تجديد نظر در روش هاي پيشين و نو آوري در امر تعليم و تربيت ميداند.

كه بايد گفت در حقيقت كشور ايتاليا در استراتژي و برنامه ريزي آموزشي و در محتوا نظام آموزشي در اسلوب ها و تكنيك ها نوع آوري بوجود آورد و در تدوين قالب ها و مضونهاي نوين ضرورت جديد ايجاد نمود . آموزش و پرورش فرايندي پويا ست كه از طريق زندگي كار محيط خانواده و عرصه هاي مختلف فعاليت هاي فكري وعملي انسان بدست ميآيد . در اين رابطه تحصيلات رسمي و مدرسه اي فقط يكي از اين پارا مترها ست نه همه آنها .

از اين رو برنامه ريزي آموزشي بايد كل دوران حيات همه انسانها و در همه مكانهاي جهان برقرار باشد . اين همان مضمون غني معارف اسلامي است كه ز گهواره تا گور دانش بجوي يعني باز تاب آموزش ما دام العمر . 

 

 

 

 

اهداف ماموريت ها و استراتژي  آموزشي دولت ايتاليا

 

1-              هدفهاي كلي :

پرورش شهرونداني لايق براي جامعه دموكراتيك آماده ساختن جوانان براي زندگي و كار احترام اقليت هاي مذهبي و تامين آموزش اجباري و رايگان تا سن 14 سالگي .

 

 2-مديريت :

 برنامه هاي آموزشي در چارچوب برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي كشور تبيين شده و بوسيله وزارت آموزش وپرورش به مرحله اجرا در مي آيد و اين كشور داراي نظام آموزشي متمركز بوده و مقامات مركزي آموزشي مسئوليت كليه امور آموزشي را بعهده دارند .

اين مسئوليت در مناطق بعهده مقامات آموزشي محلي واگزار مي گردد. شوراي تعليمات عمومي شوراي آموزش و پرورش و شوراي آموزش عالي و شوراي اداري نظرات مشورتي به وزير آموزش و پرورش ارائه مي دهند . هر واحد آموزشي داراي شوراي مستقلي مركب از معلمين اولياء دانش آموزان و دانش آموزان است كه در كيفيت اداره واحد آموزشي نظارت دارند .

 

3-امور مالي :

قسمت عمده هزينه هاي آموزشي از بودجه وزارت آموزش و پرورش تامين مي گردد . هزينه هاي مدارس حرفه اي بعهده وزارت كار و هزينه ساخت مدارس بعهده وزارت تمور عامه است . 9/ از هزينه هاي آموزشي توسط مقامات ايالتي و ولايت تيامين مي گردد.

 

 

4-ساختار  سازمان :    

آموزش قبل از دبستان براي كودكان 3 تا 6 سال رايگان بوده اما اجباري نيست . مدت آموزش ابتدائي 5 سال است كه به دوره دو ساله و سه ساله تقسيم ميشود . در آموزش ابتدائي مردودي نادر است . آموزش متوسطه به دوره دو ساله ( عمومي ) و چهار ساله        (تخصصي )  تقسيم ميشود . مدارس دوره دوم دبيرستان عبارتند از : 1- دبيرستان كلاسيك ( تنها اين نوع مدارس امتحان ورودي دارد )

2- دبيرستان علمي  

3- دانشسراي مقدماتي

4- انستيتو فني و حرفه اي

داراي رشته هاي ذيل است : كشاورزي – حسابداري – بازرگاني – خانه داري – صنعت – دريانوردي- توريسم- نساجي و مكانيك هواپيما- مديريت هتل داري .

 

2-              مدارس رقص و هنر و موسيقي             

در پايان سال آخر متوسطه دانش آموزان بايد در امتحان سراسري شركت نمايند. افراديكه در اين امتحان موفق ميشوند ميتوانند در دانشگاهها كه مدت آن به تناسب رشته ها از 4 تا 6 سال است ادامه تحصيل دهند.

 

3-              برنامه هاي درسي :

مقامات مركزي اموزشي مسئول تدوين برنامه هاي درسي هستند . در مدارس ابتدائي كوشش بر اين است كه به دانش آموزان دانش عمومي داده شده و استعدا هاي نهفته شان را بارور نموده و در آنها عادت به مشاهده و تفكر ايجاد گردد . مواد عمده دوره اول متوسطه عبارتند از : زبان ملي – يك زبان زنده خارجه – تاريخ – شناخت – محيط حساب و ادبيات – موسيقي – هنر – تعليمات ديني و اخلاقي – مواد درسي دوره دوم متوسطه جنبه دارد .

 

4-              تربيت معلم :

مربيان كودكستانها بايد دوره سه ساله را بعد از پايان دوره اول متوسطه طي نمايند . آموزگاران دبستانها علاوه بر دوره چهار ساله بعد از اخذ پايان نامه دوره اول متوسطه بايد دوره دو ساله آموزشي را نيز طي نمايند . تربيت دبيران در دانشگاه ها و موسسات عالي تربيتي انجام مي پذيرد . كلاسهاي باز آموزي براي معلمين وجود دارد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت 11:53  توسط ناصر پورمحمدیان  | 

نحوه سازماندهي و استفاده از شبكه هاي آموزشي

تعريف شبكه : به مجموعه به هم پيوسته اي گفته مي شود كه اعضاي آن با هم در تعامل درون و برون شبكه اي بوده و براي هدف يا اهدافي فعاليت مي نمايند .

ضرورتهاي ايجاد شبكه هاي آموزشي

با عنايت به اينكه اكثر آموزشياران تعيين تكليف شده و يا در آينده اي نزديك ما بقي آنها نيز تعيين تكليف خواهند شد ، همچنين برا ساس نتايج جديد سرشماري نفوس ومسكن درصد باسوادي كشور بيش از 92 درصد اعلام شده است .بنابراين مي توان بيان داشت كه جامعه آماري افراد بي سواد مطلق موجود حدوداً 4 ميليون و يا بيش از آن خواهد بود. از سوئي مهلت پنج ساله به صفر رساندن بي سوادي نيز روز به روز در حال كاهش است . لذا يكي از چالشهاي پيش روي سازمان كمبود منابع انساني خواهد بود.

بنابراين از برنامه هاي بسيار مهم سازمان نهضت سوادآموزي برنامه ريزي دربهره گيري و استفاده ازامكانات و منابع انساني و فرصتهاي موجود در جامعه  مي باشد .

يكي از فرصت هاي موجود امكانات شبكه هاي آموزشي سراسر كشور است .لازمه استفاده از شبكه ها  در قالب در آوردن امكانات شبكه هاي فعال و فرايند سازي براي استفاده از آنها در برنامه هاي سواد آموزي مي باشد .

شبكه ها به فراخور و گستره فعاليت به انواع مختلف تقسيم مي شوند كه شامل شبكه هاي آموزشي ،بهداشتي ، مذهبي ، سياسي ، اقتصادي، ورزشي  و.... است

انواع شبكه هاي فعال در محيط هاي روستائي

1 – شبكه خانه هاي بهداشت

2 – شبكه اعضاي شوراهاي اسلامي روستائي

3 – شبكه پايگاههاي مقاومت بسيج

4 – شبكه معلمان و مديران مدارس

5 – شبكه دانش آموزان

6 – شبكه دهياري ها

7 – شبكه صندوق هاي قرض الحسنه ( محلي ،كوچه اي ،خانوادگي )

8 –شبكه اولياء و مربيان

9 – شبكه تعاوني هاي توليدي روستائي

10 – شبكه كتابخانه هاي روستائي

11 – شبكه ائمه جماعات مساجد

12- شبكه هياتهاي مذهبي

13 – شبكه مجتمع هاي آموزشي و پرورشي

انواع شبكه هاي فعال در محيط هاي شهري

1 – شبكه سازمانها و دستگاههاي دولتي

2 – شبكه مؤسسات و نهادهاي عمومي

3– شبكه هاي فعال در شهرداريها مانند( خانه هاي سلامت ،خانه مشق، خانه نقاشي ، خانه ورزش و..)

4 – شبكه اجتماعات محلي

5 – شبكه پايگاه مقاومت بسيج شهري (محلات)

6 – شبكه رسانه هاي ملي و محلي

7 – شبكه دانش آموزان

8 – شبكه داوطلبان مردمي

9 – شبكه سازمانهاي مردم نهاد (سمن)

10 – شبكه شوراي ياريهاي محلي

11 – و .....

توضيح : شبكه هاي شهري علاوه بر شبكه هاي مشترك روستائي آورده شده است كه مردم جامعه اكثراًعضو يكي از شبكه هاي معرفي شده ميباشند كه مي توانند كمك هاي شايان توجهي را به سواد آموزي نمايند.

 

 

 

 

 

پيشنهاد

1 – يكي از شبكه ها در سازمان نهضت سواد آموزي مدل سازي و به صورت پايلوت در نيمه دوم سالجاري به مرحله اجرا در آيد .

2 – براي استفاده از امكانات شبكه ها با مسئولان ملي و محلي توافقنامه اجرائي منعقد شود

3 – براي شبكه ها سياستگذاري شود .

4 – از شبكه ها در زمينه اهداف سواد آموزي استفاده مطلوب شود .

5 – اعضاي شبكه ها مورد آموزش قرار گيرند .

6 – نهضت سواد آموزي شبكه هاي جديدي را ايجاد و شبكه هاي فعلي را  در راستاي اهداف سازماني هدايت و رهبري نمايد .

 

 

 

 

 


نمودارنحوه ارتباط يك شبكه روستائي با ساير شبكه ها و مردم

مردم

شبكه بسيج

مردم

مردم

مردم

مردم

مردم

 

مردم

مردم

مردم

مردم

مردم

مردم

مردم

خانه بهداشت

مجتمع هاي آموزشي و پرورشي

ائمه جماعات

كتابخانه هاي روستائي

اولياء مربيان

تعاوني روستائي

صندوق قرض الحسنه

دانش آموزان

دهياري

شوراي

معلمان

هياتهاي مذهبي

مردم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


پورمحمديان 9/5/91

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت 11:24  توسط ناصر پورمحمدیان  | 

بسمه تعالي

 

عنوان :مطالعه تطبيقي نظام اموزشي كشور روسيه

 

تهيه و تدوين :

 

مرداد ماه سال 1389

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان

صفحه

نظام سياسي،اقتصادي،فرهنگي،جمعيت ،زبان

7-1

   نظام آموزشي

8

   ساختار آموزشي بزرگسالان - سوادآموزي

11-8

  اصول و اهداف آموزشي

14-11

سياستها و استراتژيهاي آموزشي

15-14

  ساختار نظام آموزشي

16-15

نظام ارزشيابي

18-16

همكاريهاي بين المللي

18-17

نتيجه گيري

23-21

منابع

24

نظام سياسي،اقتصادي،فرهنگي كشور روسيه

نظام سیاسی

کشور روسیه دارای 21 جمهوری خود مختار ، 49 استان ، 6 خطه ، 2 شهر خود مختار مسکو و سنت پترزبورگ است. در شهر مسکو پارلمان و دومای کشوری و مجلس سنا و شورای فدراسیون فعالیت دارند. علت این که این دو شهر خود مختار هستند این است که از نظر مساحت و جمعیت با سایر مناطق قابل مقایسه نبوده و از آن جا که این دو شهر در دوران مختلف پایتخت بودند از اهمیت خاصی برخوردار گردیده و به عنوان مناطق خود مختار معرفی گردیده اند. طی می سال 2000 ، بنا بر پیشنهاد ولادیمیر پوتین ،کشور روسیه در روز 31 ماه مه سال 2000 به 7 منطقه به شرح ذیل تقسیم گردید:                 

_ منطقه شمال غربی ( مرکز _ سنت پترزبورگ )

_ منطقه مرکزی (مرکز _ مسکو )

_ منطقه رود ولگا (مرکز _ نیژنیگورود)

_ منطقه شمال قفقاز (مرکز _رستوف _ دن )

_ منطقه خاور دور (مرکز _خاباروفسک)

_ منطقه اورال (مرکز _یکاترینبورگ)

_ منطقه سیبری ( مرکز _ نووسیبرسک)

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، کشور روسیه به عنوان بزرگترین کشور تشکیل دهنده اتحاد جماهیر شوروئ ، در بیشتر موارد حقوقی و سیاسی جایگزین آن گردید. قانون اساسی روسیه در رفراندوم 12 دسامبر سال 1993 با 58 درصد آرا به تایید عمومی رسیده و طبق آن حکومت این کشور جمهوری فدراتیو می باشد. قوه مقننه یا مجلس فدرال از ترکیب شورای فدراسیون با 178 عضو و دومای کشوری با 450 عضو تشکیل می گردد. نیمی از اعضای دوما از طریق انتخابات مستقیم در حوزه های انتخابی منطقه ای به مجلس راه یافته و نیم دیگر بر اساس فهرست های حزبی برگزیده می شوند. فدراسیون روسیه به عنوان یکی از چهار جمهوری اصلی بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 رای به انحلال شوروئ داد و سپس همراه با روسیه سفید و اوکراین نقش اصلی را در تاسیس اتحادیه جامعه کشور های مستقل بر عهده داشت. فرماندهی کل قوا به عهده شخص رئیس جمهور است. فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستیکه در آستانه دهه آخر قرن گذشته صورت گرفت سبب پیدایش 15 کشور جدید در نقشه سیاسی دنیا گردید که بزرگترین آن فدراسیون روسیه می باشد .فدراسیون با 89 تبعه یا قدرت محلی بوده و شامل 21 جمهوری ،52 استان خود مختار ،6 کریس* و10 کروگ** خود مختار می باشد. در روسیه 1095 شهر وجود دارد. روسیه کشوری چند ملیتی از 150 ملیت جداگانه می باشد. این کشور قرن بیستم را بیشتر در نظام کمونیستی طی کرده وافراد روسی در حال

 

تشکیل فضای جامعه بازاری دموکراتیک قرار داشته اند.تغییرات اساسی در جنبه های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی اعمال گردیده است. نقش آموزش و پرورش در فراهم سازی اصطلاحات اقتصادی جامعه و رونق حیاتی کشور و جامعه پی در پی مورد توجه بوده و موضوع مورد بحث آکادمی های عمومی در زمینه مفاهیم متعدد می باشد.                    

نظام اقتصادی

اقتصاد روسیه به ویژه در بخش اروپایی آن تا اواخر قرن نوزدهم ( هم زمان با آغاز انقلاب صنعتی در اروپا ) بر پایه کشاورزی قرار داشت . بعدعا روند تکاملی اقتصادی این کشور به واسطه جنگ جهانی اول و جنگ های داخلی متعاقب آن دچار وقفه گردید. استالین پایه های پیشرفت صنعتی مدرن را بنیان نهاد. با اجرای بازار آزاد، اقتصاد روسیه با وضعیت بغرنجی روبرو گردید. از طرفی نهادها و روابط اقتصادی سابق از میان رفت و از سوی دیگر سیستم جدید نیز هنوز استقرار نیافته بود. در نتیجه افت تولید در بیشتر بخش های اقتصاد حاکم گردید. پس از فروپاشی ، دولت روسیه مالکیت خصوصی را که در دوران شوروی وجود نداشت به رسمیت شناخت.تا سال 1993 ، بالغ بر 260 هزار شرکت در بخش کشاورزی فعالیت داشتند که 5 درصد تولیدات کشاورزی را تامین می نمودند. دامپروری نیز درروسیه از تنوع بسیاری برخوردار بوده و بر پرورش گاو ،گوسفند و بز تا گوزن شمالی مشتمل می گردد. همچنین ناوگان صیادی روسیه در آب های وسیع و گسترده اطراف این کشور فعالیت داشته ویکی از بزرگترین ناوگان های جهانی در نوع خود محسوب می گردد. روسیه از لحاظ معادن نیز از ذخایر با ارزشی از سنگ های معدنی فلزی و غیر فلزی برخوردار است. این کشور از نظر منابع سوخت و انرژی نیز بسیار غنی است و نفت منبع اصلی می گردد. از زمان تاسیس اتحاد جماهیر شوروئ تاکید زیادی بر گسترش صنایع سنگین صورت می گرفت و به تولید صنایع سبک و مصرفی اهمیت چندانی داده نمی شد. این در حالیست که در سال های پس از فروپاشی توجه بیشتری به صنایع سبک و ویژه به صنایع تولید کالاهای مصرفی و خانگی معطوف گردید. واحد پول رسمی روبل و اجزای آن کپک می باشد.هر روبل نیز معادل 100 کپک است.درآمد بودجه عمومی دولت روسیه در سال 1992 بالغ بر 000،300،285 روبل (به تاریخ 31 ماه مه سال 2000 هر دلار برابر 28،10 روبل است).تولید ناخالص داخلی در سال 1993 بالغ بر 162،300 میلیارد روبل گزارش شده است که نسبت به سال 92 با کاهشی معادل 12 درصد مواجه بوده است. روسیه از شبکه های حمل و نقل وسیعی برخوردار است که شامل راه آهن ، جاده ها ،شبکه رودهای قابل کشتیرانی و کانال ها است .مهم ترین عامل ارتباطی بخش اروپایی روسیه با نواحی شرقی و به ویژه خاور دور روسیه خط آهن سراسری سیبری است. رود ولگا به وسیله کانال ولگا _ دریای خزر را به دریای سیاه متصل می سازد. طول خط آهن روسیه به 860،79 کیلومتر است که 37،365 کیلومتر آن برقی شده و طول راه های اتومبیل رو نیز000،893 کیلومتر (طی سال های 1999_1998 ) است. شرکت هواپیمایی روسیه آیروفلوت پرواز به بیش از 103 کشور جهان را امکان پذیر ساخته است.

 

 

ملاحظات فرهنگي                                                                                         

فرهنگ وادیان رسمی در این کشور مسیحیت ،اسلام ، یهودیت و بودایی می باشند. از لحاظ جمعیتی ،دین اسلام به عنوان دومین دین در کشور فدراتیو روسیه محسوب می گردد. فرهنگ و آداب و سنن روسی آمیخته ای از زندگی سنتی اسلاوهای شرقی ، کلیسای ارتدوکس و تا حدودی تاثیر پذیرفته از فرهنگ اروپایی است. ادبیات روسی یکی از غنی ترین ادبیات جهان و دارای شاهکارهای جاودانی است. عصر طلایی ادبیات روسی که در دوران پطر کبیر آغاز شده بود و در سال های 1815 تا 1830 به اوج خود رسید. بزرگ ترین شاعر روسیه یعنی الکساندر پوشکین را خلق نمود. از شاعران و نویسندگان دیگر روس می توان از نیکولای گوگول ، ایوان تور گنیف ،فنودور داستایوفسکی ، لو تولستوی و آنتوان چخوف ،ماکسیم گورکی و... نام برد. در دوران شوروی تاکید زیادی بر موضوعات علمی وتاریخی معطوف می گردید و به همین علت موزه های بسیاری در زمینه های مختلف در این کشور به وجود آمده است. همچنین علاقه مردم روسیه به موسیقی و هنرهای نمایشی از جمله تئاتر و اپرا موجب گردیده که در اقصی نقاط این کشور مراکزی به این امر اختصاص یابد. به علاوه سیرک های بزرگی در روسیه وجود دارد که دارای شهرت جهانی است. زبان رسمی این کشور روسی است. دین رسمی این کشور مسیحی اورتودکس می باشد.                                                                  

جمعیت

طبق آمار 2002 ، جمعیت کشور روسیه 150 میلیون نفر است . در ترکیب کشور فدراتیو روسیه 21 ایالت وجود دارد که تعداد 6 جمهوری مسلمان نشین نیز در زمره آن است.                                  

شهر سن پطرزبورگ که قبلا پایتخت امپراتوری روسیه بوده است از اهمیت و شهرت جهانی برخوردار است .در این شهر بالغ بر 6 میلیون نفر زندگی می کنند. نرخ رشد جمعیت در سال 1995 ،2درصد بوده است. در سال 1995 عمر متوسط برای مردان 64،1 و برای زنان 74،35 سال بوده است .شهر مسکو با 4/8 میلیون سکنه پر جعیت ترین شهر کشور روسیه محسوب می گردد. از جمله دیگر شهر های پر جمعیت روسیه می توان از شهرهای پطرزبورگ با 8/4 میلیون سکنه،نام برد.              

ترکیب جمعیتی

روس ها که در حال حاضر حدود 83 درصد جمعیت روسیه را تشکیل می دهند از گروه اسلاو های شرقی به شمار می روند که خود از خانواده هند و اروپایی محسوب می گردند. در روسیه بیش از 100 ملیت و قوم زندگی می کنند. زبان روسی زبان رسمی است و به خط سیرسلیک نوشته می شود. اکثریت مردم روسیه تابع کلیسای ارتدوکس روسیه می باشند. دین مسیحیت و به تبع آن کلیسای ارتدکس از اوایل قرن 10 در روسیه گسترش یافته است. بعلاوه پیروان مذاهب کاتولیک و پروتستان در شمار محدودی در این کشور حضور دارند.در نواحی شمال قفقاز و شمال دریای خزر مسلمانان از اکثریت برخوردارند. 

شاخص های جمعیتی

تقلیل در سن جمعیت استخدامی

افزایش ناهنجاری های وراثتی

افزایش مشارکت افراد در ساختار جمعیت

افزایش نرخ کودکان زیر 16 سال

قوانین اجتماعی حاکم بر ایجاد فرصت تحصیلی با روئکرد جنسیتی و جغرافیایی

-        مبارزه با بی سوادی در جمهوری وسیالیستی فدراتیو روسیه به امضای لنین رسید.

-   _ ولادیمیر مایاکوفسکی، فرمالیست برجسته روس، که پوسترهای تبلیغاتی نقاشی می کرد و برای پیکار علیه بیسوادی شعر می سرود.

_ ازاقدامات وزارت آموزش و پرورش شوروی(که وزیر آن آ.و.لوناچارسکی بود)جدا کردن کلیه مدارس مربوط به كليساها زير نظر دولت قرار گرفت.  

 

نظام های آموزشی حاکم در کشور -  تعریف سواد و دوره های تاریخی فعالیت های سواد آموزی و آموزش بزرگسالان  استراتژی ها ،جهت گیری ها و اصلاحات انجام شده        

مبارزه با بی سوادی در روز 26 دسامبر 1919 نخستین سند تاریخی شوروی مربوط به «نابودسازی بیسوادی در جمهوری سوسیالیستی فدراتیو روسیه به امضای لنین رسید. بنابراین قانون، همه کسانی که بین 8 تا 50 سال داشته می بایستی به زبان مادری خویش یا به زبان روسی خواندن و نوشتن را فرا بگیرند. طبق این قانون بی سوادانی که به کار اشتغال داشته روزانه به مدت 2ساعت با دریافت مزد تمام وقت می بایستی در کلاسهای سوادآموزی شرکت کنند. از آنجایی که برای آموزش توده های عظیم مردم معلم به قدر کافی وجود نداشت، بسیاری از روشنفکران و جوانان بصورت گروههای فرهنگی سوسیالیستی به نهضت سوادآموزی می پیوستند. ماکسیم گورکی نویسنده برجسته شوروی، عضو کمیسیون «لیکبز» بود و تحت نظر او کتابهای زیادی برای نوسوادان انتشار می یافت؛ و یا ولادیمیر مایاکوفسکی، فرمالیست برجسته روس، که پوسترهای تبلیغاتی نقاشی می کرد و برای پیکار علیه بیسوادی شعر می سرود.                                                                                           

در ادامه این تلاش بی وقفه برای مبارزه با بی سوادی طی دومین کنگره سرتاسری شوروی تصمیم گرفته شد تا فرا رسیدن سالروز دهمین سال بنیان گذاری دولت شوروی، بیسوادی در میان گروه سنی 15-35 ساله از بین بروند. بدینسان بالغ بر 8 میلیون نفر می بایستی سواد می آموختند. با توجه به حجم بالای مشمولین این طرح که می بایست باسواد می شدند برای تامین جای آموزش تمام اماکن دولتی و عمومی چون کلیساها، باشگاه ها، کارخانه ها و حتی خانه های شخصی در اختیار مرکز آموزشی قرار گرفت. در نتیجه این مبارزه بی وقفه تا سال 1934 بیش از 90 درصد مردم توانا بودند به زبان بومی خویش بخوانندوبنویسند.                                                                         

دوران استالین: همزمان با روی کار آمدن استالین و استقرار نظم مطلق از سال 1930 آموزشگاه های شوروی رویه انضباطی سختی را در پیش گرفتند چرا که برنامه های بنیادی و اساسی مانند تربیت نیروی انسانی ماهر نمی توانست در یک محیط نابسامان و غیرقابل کنترل زیر نظر جوانان غیرمسئول تحقق یابد. از سال 1932 تقریبا تمام کودکان 8-11 ساله به آموزشگاه راه یافتند. در مدت ده سال یعنی از سال 1928 – 1939 تعداد دانش آموزان شوروی از 12.1 میلیون نفر به 31.5 میلیون نفر رسید بدین ترتیب نیاز به نیروهای آموزشی روز به روز افزایش یافت. به همین منظور برای مقابله با نیازمندیها در جنب آموزش عمومی متوسط رشته «تخنیکوم پداگوژک» یا تربیت آموزگار را پدید آوردند که خدمت گران بهایی برای تامین نیروی انسانی آموزشی انجام داد. با شروع جنگ جهانی دوم این احتمال می رفت که روند آموزشی فعلی متوقف گردیده و تربیت سرباز و نیروی جنگی در دستور کار قرار گیرد اما نه تنها چنین نشد بلکه با وجود صدمات جبران ناپذیری که به پیکره فرهنگ شوروی وارد آمد تعداد مراکز آموزشی که در آغاز جنگ 198600 عدد بود در پایان سال 1946 به 199300 تا افزایش پیدا کرد. البته دوران جنگ اندکی سیستم مجانی و رایگان آموزش و پرورش را دستخوش تغییراتی کرد. بدین نحو که برای سه سال آخر متوسطه و تحصیل در دانشگاه مقرری ویژه ای تعیین شد که البته برای کسانی که استعداد فراوانی از خود نشان می دادند و همچنین دانشجویان آکادمی نظامی، تئاتر ملی و موسیقی سیستم رایگان همچنان به رسمیت شناخته می شد و ایشان از پرداخت وجه معاف بودند.          

دگرگونی آموزش و پرورش نظام آموزشی فئودالی روسیه تزاری زائیده چنان نظام اجتماعی بود که در آن نجبا و اشراف و صاحبان زمین بر اریکه قدرت تکیه زده بودند و آموزش و پرورش در اختیار گروه های مرفه و حاکم جامعه قرار داشت که یکی از اهداف آن تربیت فرزندان توانگران برای به دست گرفتن پست های حکومتی در آینده بود. در آغاز قرن بیستم بیش از 80 درصد جمعیت 9- 50 ساله ی مردم روسیه بی سوادبودند و در سرزمین های آسیایی نظیر تاجیکستان،قرقیزستان و ترکمنستان درصد با سوادان از 7/0 فراتر نمی رفت. با توجه به چنین وضعی پس از انقلاب 1917 یکی از مهمترین مسائلی که دولت انقلابی با آن مواجه بود ریشه کن کردن این بی سوادی و گسترش آموزش همگانی بود.         

تعریف سواد: افرادي كه نشان داده اند كه نه مي توانند بخوانند ونه بنويسند بي سواد تلقي مي شوند

 

 

 

سواد در گروهای سنی...

طبق آمار به دست آمده طی سال 1998، بالغ بر 60256 مرکز آموزش پیش دبستانی با 4705954 کودک ( 7/4 میلیون نفر) در روسیه فعال بوده اند.این در حالی است که تعداد مذکور تا سال 1992، بر 630/2 میلیون کودک بالغ می گردید.                                                                            

ساختاراداری و سازمانی آموزش بزرگسالان- سوادآموزی

آموزش بزرگسالان

از جمله مهم ترین مراکز آموزش بزرگسالان روسیه می توان از 90 انستیتوی آموزش مهارت های شغلی تحت مسئولیت فدراسیون نام برد. علاوه بر این ، انستیتوی آموزش پایه شغلی تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش فعالیت دارند.

 

آموزش فني وحرفه اي 

ساختار آموزشي

آموزش حرفه اي پايه يكي از راههاي تربيت كيفي نيروي انساني ومتخصص كشور وبازآموزي جمعيت غير شاغل وبيكار به شمار مي آيد .در حال حاضر دوسوم از كاركنان شاغل در شاخه هاي اقتصادي روسيه از مركز فني وحرفه اي فارغ التحصيل گرديده اند .در فدراسيون روسيه بالغ بر 4050 موسسه با مجموع 7/1 ميليون دانش آموز به انضمام 316 هزار مدرسه روزانه با 6/1 ميليون كارآموز من جمله 883مركز حرفه اي در اين حوزه فعاليت داشتند .علاوه بر نظام آموزش فني وحرفهاي دولتي ، 8 موسسه آموزش حرفها ي پايه غير دولتي نيز فعاليت داشتند .از سال  1991 تا 1997 ،تاسيسات نظام آموزش حرفهاي پايه به 271 مركز تقليل يافت .طي سال 1998 نظام آموزش حرفهاي با اعمال تغييراتي در شاخص هاي كمي به بهاي تجديد سازمان تاسيسات آموزش حرفه اي تغيير يافت در اين فرآيند 10 موسسه آموزشي حذف شده و9 مركز دوباره ايجاد گرديد .طي سال هاي 1991 تا 1997 همچنين نرخ كارگران آموزش ديده حوزه كاري كشور به341 هزار نفر كاهش يافت اين در حالي است كه در سال 1998نرخ متخصصين مراكز آموزش حرفهاي پايه به 800 هزار نفر من جمله 668 هزار فارغ التحصيل مدارس حرفه اي روزانه بالغ گرديد سياست سال 1998 در خصوص آموزش فني وحرفه ا يمويد حفظ تمايل در جهت تقليل نرخ كادر مراكز آموزش فني وحرفه اي تاكيد بر برخورداري جوانان از امكانات آموزش حرفه اي است .بدين لحاظ نظام آموزش حرفه اي ،بازآموزي شهروندان بي كار وغير شاغل ومدرنيزه نمودن آموزش حرفه اي را در اولويت برنامه ها ي خود قرار داده است آموزش فني حرفه اي پايه همچنين به حمايت اجتماعي از قشر جوانان در معرض خطر تاكيد دارد در كل نرخ ثبت نامي افراد در مدارس حرفه اي روزانه به 5/17 هزار نفر بالغ مي گردد كه 6/13 از كل افراد روزانه را تشكيل مي دهند .

آموزش عالي فني وحرفه اي غير دانشگاهي

تحصيلات غير دانشگاهي حرفه اي وفني حرفهاي در كالج هاي فني وكالج هاي آموزشي معلمان ،اقتصاد و..ارائه مي گردد كالج هاي فوق توالي گستردهاي از دوره ها وبرنامه هاي آموزشي را به منظور پيشبرد مهارت ها ودانش فني وحرفه اي ارائه مي نمايند

تحصيلات فوق بين 2 تا 3 سال به طول انجاميده وبه كسب مدرك آموزش عالي فني حرفه اي منتج مي گردد .رشته هاي نيمه تخصصي نظير تكنسين ،پرستاري ،مامايي و...در زمره رشته هاي غير دانشگاهي محسوب مي شوند.

 

 

 

 

 

اصول و اهداف آموزشی

_ حفظ ویژگی خاص مبتنی بر انسانیت آموزش ، اولویت فراگیر ارزش های کلی بشری ، زندگی ، بهداشت ، ایجاد زمینه پیشرفت های فردی رایگان ، تامین اهداف آموزش و پرورش دانش آموزان ،

حفظ روحيه بومي بودن و عشق به سرزمين مادري .

_ فراهم سازی فضای فرهنگی متساوی در کشور در عین حفظ سنت های فرهنگی ، نژادی و منطقه ای

_ فراهم سازی امکانات آموزشی برای کلیه شهروندان روسی به گونه ای که پاسخ گوی کلیه گروه های دانش آموزی باشد.

_ حفظ خصوصیت همگانی بودن تحصیل برای کلیه شهروندان روسی

_ برخورداری شهروندان روسی از حق آزادی انتخاب مرکز آموزشی خود

_ حفظ ویژگی مردمی و ملی بودن آموزش در تربیت و استقلال عمل نهادهای آموزشی

سیاست های آموزشی

سیاست های آموزشی پیش از اصلاحاتسیاست اتحاد جماهیر شوروی از سال 1917 تا پیش از تجزیه کشور ، عمدتا بر افزایش نرخ سواد کلی جمعیت کشور تاکید داشت. به طور سنتی آموزش و پرورش از نظام با ارزش اجتماعی بهره برده واز پیشرفت قابل توجه در این زمینه برخوردار گردیده بود. از جمله عمده ترین سیاست های آموزش سنتی روسیه پیش از اصلاحات می توان از موارد ذیل نام برد:                                                     

تقویت ساختار نظام آموزش پیش دبستانی

افزایش سطح سواد همگانی

تدارک و توزیع کتب رایگان درسی

ارائه برنامه های آموزش آزاد در سطحی گسترده

ارائه برنامه های فوق برنامه به دانش آموزان تیز هوش در دروس فیزیک و ریاضی

فراهم سازی تنوع وسیعی از برنامه های آموزش تکمیلی

اجرای طرح تغذیه رایگان کودکان خانواده های کم درآمد در مدارس سراسر کشور

سیاست های آموزشی دوره گذار

حفظ یکپارچگی فضای آموزش کشور

تبیین و تدوین مقررات واحد فدرال آموزشی

توسعه استاندارد های آموزش ایالتی

ایجاد مکانیسم واحد اعتبار بخشی به تاسیسات آموزشی و کنترل کیفیت بر خدمات آموزشی

نظارت بر رعایت ضمانت حقوق شهروندی در برخورداری از آموزش پایه

کاهش روند خصوصی سازی نظام تاسیسات آموزشی ایالتی و فراهم سازی و ارائه خدمات آموزش پایه

تهیه سرمایه مالی اختصاصی مورد نیاز برای مدرسه فعال

 پیشنهاد آموزش عمومی اجباری

سیاست های آموزشی حال حاضر

اولیای امور روسیه به این موضوع پی برده اند که آموزش و پرورش از نقش هدایت گر در دوره انتقال برای آموزش نسل فعلی و آتی جهت زندگی در جامعه جدید برخوردار است. از این روی سیاست اصلی بخش آموزش روسیه ،ایجاد تغییرات وسیع و پایه اجتماعی به منظور ساماندهی روسیه جدید است. در چنین شرایطی ،همبستگی پیچیده ای میان تغییر شکل سیستم آموزشی و محتوی آن وجود دارد. ساختار همبستگی چند جانبه است.به نحوی که آموزش از یک سو به عنوان عامل نوسانی ارتباطات اجتماعی واز سوی دیگر به عنوان محرک توسعه جامعه مطرح می گردد. اتخاذ فضای آموزشی واحد که ازیک سو بر سنت های آموزشی روسیه مشتمل گردیده و از سوی دیگر از همسویی با تمایلات جهانی برخودار باشد ،نیز از جمله سیاست های اصلی آموزشی روسیه می باشد. مطابق بند 8 قانون فدرال در زمینه آموزش وپرورش ، نظام آموزشی روسیه به

ارائه مجموعه كامل از سياست هاي آموزشي به شرح  ذيل:                                                                         

ارائه برنامه های آموزشی منسجم و تبیین و تدوین معیار های آموزشی در سطوح مختلف آموزشی

اهمیت دادن به مراکز آموزشی بدون توجه به شکل سازمانی و حقوقی ، نوع و قسم آن

مدیریت بر کادر آموزشی و تقویت وابستگی آنان به نهادها و سازمان های آموزشی

گسترش آموزش اجتماعی معلمین

آماده سازی شغلی کودکان و افراد بزرگسال

آماده سازی برنامه فدرال توسعه آموزشی روسیه

توسعه آموزش تکمیلی کودکان نواحی شهری

افزایش بودجه تاسیسات تکمیلی کودکان تا سقف 129 میلیون روبل

تشکیل صندوق مالی جهت خرید کتب آموزشی طی سال 1998

تخصیص 7/27 میلیون روبل از بوجه فدرال جهت انتشار کتب درسی کودکان نابینا

استراتژی های آموزشی

از جمله مهم ترین استراتژی های آموزشی روسیه می توان از موارد ذیل نام برد:

_  توسعه دمکراسی آموزشی

 _ اتکا به خوشتن ملی ، هماهنگ ارتباطات بین المللی ، حذف تنش های اجتماعی و توسعه قدرت اقتصادی روسیه در شرایط جدید به واسطه طراحی و اجرای سیاست های مدرن آموزشی

_ تضمین حقوق شهروندی جهت برخورداری از برنامه های آموزش با کیفیت بالا

_ برخوداری کلیه شهروندان روسی از حق انتخاب برنامه ها و امکانات آموزشی مطابق با تمایلات طبیعی ، قابلیت ها و منافع ملی

_ ابقاء فضای یکپارچه و منسجم آموزشی

_ اصلاح محتوی آموزشی

_ طراحی نظام آموزشی و هدایت تحصیلی دانش آموزان در زمینه انجام تحقیقات آموزشی

_ تفکیک موسسات آموزشی

_ ایجاد تنوع در محتوی برنامه های آموزشی بر مبنای امکان انتخاب کتب ، برنامه ها و رشته های تحصیلی توسط دانش آموزان

_ اعمال تغییرات سازمانی و تجدید ساختار سازمانی و مدیریت آموزشی و محول نمودن عمده مسئولیت بر عهده شهرداری ها

ساختار آموزشی

نظام آموزش و پرورش در فدراسیون روسیه به عنوان یک زنجیر پیوسته از سطوح و مراحل مختلف آموزشی است. تحصیلات متوسطه عمومی قلب نظام آموزشی کشور است که پس از آموزش متوسطه پایه و آموزش ابتدایی ارائه می گردد. مقطع تکمیلی متوسطه نیز در ادامه ی تحصیلات متوسطه پایه به علاقه مندان ارائه می گردد.    

                                                                                   

 

دستاورد های آموزشی دهه 1990

_ تاسیس 1425 مرکز پیش دبستانی و مدارس شبانه روزی برای 4/218 هزار نفر از کودکان بی سرپرست و مهاجر

_تاسیس 566 مدرسه جامع شبانه روزی

_تاسیس 35 مدرسه اختصاصی ویژه 6/5 هزار کودک بزهکار

_ افزایش تعداد خانه کودکان به 268 مرکز با تحت پوشش قرار دادن 9/11 هزار کودک

_ افزایش تعداد مدارس شبانه روزی ویژه کودکان عقب مانده بی سرپرست

_ افزایش نرخ کودکان بی سرپرست مدارس شبانه روزی به 932/7 نفر ( از میان این تعداد ، 3495 نفر در مدارس تربیتی حرفه ای  حضور یافته اند.)

_ تاسیس 736 مدرسه کار آموزی و 814 انستیتوی آموزش متوسطه وعالی حرفه ای

_ افزایش3/4 درصدی  تعداد  فارغ التحصیلان خانه های کودکان و مدارس شبانه روزی جهت ورود به انستیتوهای آموزش عالی

روش های سنجش آموزشی حاکم در فرآیند یاد دهی و یادگیری /معادل سازی و ارزش تحصیلی

ارزیابی تحصیلی

نظام آموزش و پرورش شوروی را می توان اولین مبدع لغو سیستم بیمار ارزشیابی امتحانی- نمره ای در نظام های آموزشی رسمی دانست،بدین نحو که دانش آموزان،رهبری مدارس را در دست داشتند و از طریق جلسات عمومی و جمعی امور آموزشی را سازمان می دادند. قدرت مدیران و معلمان به حداقل کاهش یافت و ارزیابی دانش آموزان در قالب «بریگارد» و به صورت جمعی انجام می شد.                   

   کارنامه تحصیلی

در مدارس روسی هر دانش آموز ملزم به تدارک دفترچه مخصوصی با عنوان یونیک“کارنامه تحصیلی” علاوه برتدارک دیگر ابزار مورد نیاز در آغاز سال تحصیلی است.                                          

گفتنی است که در صفحه اول این دفترچه ، ضمن الصاق یک قطعه عکس ، اطلاعات کاملی اعم ازنام و نام خانوادگی ، نشانی ، منزل، نام پدر  و مادر ، تلفن ، محل کار پدر و مادر ، تلفن مستقیم مدیر مدرسه ، نام و نام خانوادگی ، مدیر مدرسه ، گروه خونی دانش آموز ، شماره بیمه ، حساسیت های پزشکی و دارویی دانش آموز ثبت می گردد.علاوه بر این ، تلفن های ضروری نظیر آتش نشانی ، فوریت های پزشکی ، حوادث گاز پلیس و سایر موارد در صفحه اول دفتر لحاظ می گردد. در صفحه های بعدی دفتر چه نیز برنامه کلاسی هر ترم لحاظ می گردد.گفتنی است که سال تحصیلی به چهار ترم تقسیم می شود . در هر ترم ممکن است برنامه کلاسی تغییر یابد.کلاس های فوق برنامه نیز در این دفتر به ثبت می رسد تا خانواده ها دقیقا در جریان برنامه مدرسه باشند.                                                             

صفحه بعدی اختصاص به مشخصات معلمین هر یک از دروس آموزشی دارد. باقی صفحات _ به جز چند صفحه ، تماما به نظارت درسی دانش آموز اختصاص داشته و خود بر جدول برنامه روزانه به تفکیک دروس، تکلیف منزل ، نمرات کلاسی و نظر معلم مشتمل می گردد. والدین دانش آموزان با بررسی روزانه دفترچه مذکور از نحوه عملکرد فرزندان خود آگاهی می یابند.                             

علاوه بر این ، در پایان هر هفته، در محل مخصوصی ، ناظم مدرسه به ارائه نظر خود در خصوص عملکرد آموزشی و اخلاقی دانش آموز می پردازد که باید به اطلاع والدین کودکان رسیده و توسط آنان تایید گردد. لازم به ذکر است که در مدارس روسی برای هر چند کلاس یک ناظم تعیین می شود که امور تحصیلی و انظباطی دانش آموزان آن کلاس ها به این ناظم مربوط است و چنان چه دانش آموزی مشکلی پیدا کند از طریق وی برطرف می شود. مدیر مدرسه بیشتر جنبه اداری داشته و اولیا به ندرت با مدیر در ارتباط می باشند.                                                                                         

در پایان دفترچه نیز صفحات نتیجه گیری عملکرد دانش آموز در سال تحصیلی وجود دارد که بر ریز نمرات دروس چهار ترم تحصیلی ، معدل نمرات کلاسی ، امتحانات ترمی ، نمره انظباط و امضای ناظم و ولی دانش آموز مشتمل می گردد.نمره انضباط با نمرات دیگر جمع و معدل گیری نمی شود و نقش مهمی در آینده دانش آموز دارد. در صفحه پایانی کارنامه تحصیلی همچنین نظر کلی مدرسه در خصوص ترم های چهار گانه و نظریه کلی در خصوص وضعیت دانش آموز طی سال تحصیلی درج می گردد. از آن جایی که این دفترچه به منزله پرونده تحصیلی غیر رسمی دانش آموز به شمار می رود ، از این روی طریقه نگهداری مناسب از آن الزامی است.      

سیستم نمره دهی

        نظام معمول اعطای نمره در مدارس متوسطه

نمره 2 نمره عدم رضایت و کفایت در درس مربوطه

نمره3 نمره رضایت بخش ، مرز بین قبولی و مردودی

نمره 4 نمره خوب

نمره 5 نمره عالی  

همکاری های آموزشی

               همكاري های بین المللی

از جمله پروژه های بین المللی آموزش پیش دبستانی که طی چند سال اخیر در سطح فدرال به مورد اجرا در آمده است ، می توان از موارد ذیل نام برد:

_ پروژه روسیه _ هلند در خصوص گسترش امکانات اجتماعی _ رفاهی کودکان روسی

_ پروژه روسیه _ بلژیک در خصوص بررسی جوانب دنیای کودکان

_ پروژه روسیه _ هلند در خصوص رشد و نمو اولیه کودک و امکانات آموزش پیش دبستانی

طی سال های اخیر ، مشارکت بین الملل در زمینه آموزش کودکان با توجه به نیازهای اختصاصی دو سطح فدرال و منطقه ای به طور موثری توسعه یافته است که از آن جمله می توان به اجرای پروژه های مشترک با کشور بلژیک و ایجاد مراکز روانشناختی _ اجتماعی و پزشکی ویژه کودکان اشاره نمود.    

پروژه الگوی آموزش حرفه ای در اودیتزوف مسکو طی سال 1998

در این اثنا ، دانشمندان و معلمین روسی د رتعدادی از کنفرانس های بین الملل در زمینه آموزش حرفه ای شرکت نمودند . در کل ، در سر تا سر روسیه در زمینه آموزش حرفه ای پایه بیش از 80 پروژه بین المللی در 37 فدراسیون کشور به مورد اجرا گذارده شد. این پروژه ها به طور عمده بر پایه ارتباط مستقیم تاسیسات آموزش روسی و تاسیسات آموزش خارجی و سازمان ها انجام گرفته است.              

پروژه بین المللی “اصلاح آموزش منطقه شمال غرب روسیه ” از سال 1996

هدف اصلی پروژه مذکور _ ایجاد الگوی منطقه ای و اصلاح آموزش حرفه ای است. از جمله دیگر اهداف اصلی اجرای چنین پروژه ای می توان از تقویت بدنه مدیریت آموزش ناحیه ای و توسعه نظام دراز مدت آموزش حرفه ای یاد نمود.

                                                                          

پروژه IBRD

تحت عنوان پروژه حمایت از نوسامانی سیستم آموزشی

هدف اساسی اجرای پروژه فوق ، تجدید نظر در سیاست آموزش ملی فدراسیون روسیه است.

 

خلاصه یافته با توجه به مسیر های طی شده موضوع مطالعه /دستاوردهای آموزشی

اصلاحات آموزشی

تجدید ساختار آموزشی کشور بر مبنای سیاست کودک محور طی قرن 18

تشکیل کنگره معلمان روسی طی سال 1989

توسعه آموزشی فدراسیون روسیه همزمان با پیروزی نیروی دمکرات طی اگست سال 1991

اجرای قانون فدرال “ در زمینه آموزش ” در جولای سال 1992

طراحی و اجرای سیاست ایالتی در زمینه آموزش و پرورش

حذف مکانیسم های رکود پایه اخلاقی و ائدئولوژی در حوزه آموزش

افزایش امکانات تکنولوژیک آموزشی

توسعه برنامه فدرال آموزش بر پایه سیاست ایالتی طی سال 1993_ 1992

اصلاح برنامه فدراسیون جهت توسعه آموزشی در روسیه طی سال 1994

برطرف سازی مشکل عدم پیوستگی دیالکتیک میان جهت یابی آموزشی به سمت گروه کوچک اجتماعی ،خانوادگی و مرسوم دانش آموزان از یک سو و جهت یابی در حفظ اتحاد ایالت روسیه و تامین نیاز های اجتماعی افراد در کل از سوی دیگر                                                                             

ایجاد جامعه جدید با تغییر زائی ایدئولوژی ، محتوی و تکنیک های آموزشی

ابعاد آموزشی

_ محتوی آموزشی

_ تاسیسات و اشکال مختلف آموزشی

_ تفکیک نظام انستیتو های آموزشی ، حمایت از تاسیسات آموزشی بدون توجه به شکل مالکیت

_ تیپ شناسی تاسیسات آموزشی و ایجاد مکانیسم کنترل آموزش ایالتی

_ حمایت از اشکال مختلف آموزش همگانی من جمله آموزش ضمن خدمت ، آموزش خانواده و آموزش زبان خارجی

_ نظام پرورشی

_ اقتصاد آموزشی

_ پیشرفت اصول علمی _ روش شناختی به منظور معرفی سرمایه گذاری قانونی و تهیه مواد و تاسیسات آموزشی

_ تصویب اشکال مختلف سرمایه گذاری خصوصی برای برنامه های آموزشی

_ایجاد شرایط قانونی برای انتقال چند کاناله سرمایه گذاری آموزشی 

نتیجه گیری

_ روسیه کشوری چند ملیتی از 150 ملیت جداگانه می باشد.

 _ مبارزه با بی سوادی در روز 26 دسامبر 1919 نخستین سند تاریخی شوروی مربوط به «نابودسازی بیسوادی در جمهوری سوسیالیستی فدراتیو روسیه به امضای لنین رسید.

_ در دهه نخست برقراری دولت شوروی،برای بیش از 48 زبان،خط نگارش ابداع کردند تا ضمن جلوگیری از نابودی فرهنگهای بومی،بی سوادی از چهره ملل شوروی زدوده شد و این خدمتی است که بی گمان باید آن را مدیون انقلاب دانست.                                                                      

_طبق قانون، همه کسانی که بین 8 تا 50 سال داشته می بایستی به زبان مادری خویش یا به زبان روسی خواندن و نوشتن را فرا بگیرند. وبی سوادانی که به کار اشتغال داشته روزانه به مدت 2ساعت با دریافت مزد تمام وقت می بایستی در کلاسهای سوادآموزی شرکت کنند. از آنجایی که برای آموزش توده های عظیم مردم معلم به قدر کافی وجود نداشت، بسیاری از روشنفکران و جوانان بصورت گروههای فرهنگی سوسیالیستی به نهضت سوادآموزی می پیوستند.                                                     

     _ در مدت ده سال یعنی از سال 1928 1939 تعداد دانش آموزان شوروی از 12.1 میلیون نفر به 31.5 میلیون نفر رسید بدین ترتیب نیاز به نیروهای آموزشی روز به روز افزایش یافت. به همین منظور برای مقابله با نیازمندیها در جنب آموزش عمومی متوسط رشته «تخنیکوم پداگوژک» یا تربیت آموزگار را پدید آوردند که خدمت گران بهایی برای تامین نیروی انسانی آموزشی انجام داد.                          

_ در ادامه تلاش بی وقفه برای مبارزه با بی سوادی طی دومین کنگره سرتاسری شوروی تصمیم گرفته شد تا فرا رسیدن سالروز دهمین سال بنیان گذاری دولت شوروی، بیسوادی در میان گروه سنی 15-35 ساله از بین بروند.                                                                                         

_ از جمله مهم ترین مراکز آموزش بزگسالان روسیه می توان از 90 انستیتوی آموزش مهارت های شغلی تحت مسئولیت فدراسیون نام برد. علاوه بر این ، انستیتوی آموزش پایه شغلی تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش فعالیت دارند.                                                                         

_ اولیای امور روسیه به این موضوع پی برده اند که آموزش و پرورش از نقش هدایت گر در دوره انتقال برای آموزش نسل فعلی و آتی جهت زندگی در جامعه جدید برخوردار است.

_ نقش آموزش و پرورش در فراهم سازی اصطلاحات اقتصادی جامعه و رونق حیاتی کشور و جامعه پی در پی مورد توجه بوده و موضوع مورد بحث آکادمی های عمومی در زمینه مفاهیم متعدد می باشد.

_ تحصیلات متوسطه عمومی قلب نظام آموزشی کشور است.

_ سال تحصیلی به چهار ترم تقسیم می شود .

_ نمره انضباط با نمرات دیگر جمع و معدل گیری نمی شود.                                     

_ از جمله عمده ترین سیاست های آموزش سنتی روسیه پیش از اصلاحات می توان از موارد ذیل نام برد:

تقویت ساختار نظام آموزش پیش دبستانی

افزایش سطح سواد همگانی

تدارک و توزیع کتب رایگان درسی

ارائه برنامه های آموزش آزاد در سطحی گسترده

ارائه برنامه های فوق برنامه به دانش آموزان تیز هوش در دروس فیزیک و ریاضی

فراهم سازی تنوع وسیعی از برنامه های آموزش تکمیلی

اجرای طرح تغذیه رایگان کودکان خانواده های کم درآمد در مدارس سراسر کشور

_ ماکسیم گورکی نویسنده برجسته شوروی، عضو کمیسیون «لیکبز» بود و تحت نظر او کتابهای زیادی برای نوسوادان انتشار می یافت؛ و ولادیمیر مایاکوفسکی، فرمالیست برجسته روس، که پوسترهای تبلیغاتی نقاشی می کرد و برای پیکار علیه بیسوادی شعر می سرود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

www.iranculture.org

www.ericeduation.ir

آقازاده،محرم،آموزش وپرورش تطبیقی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 10:20  توسط ناصر پورمحمدیان  | 

بسمه تعالي

 

 

 

عنوان :مطالعه تطبيقي نظام اموزشي كشور ژاپن

 

 

تير ماه سال 1389

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان

صفحه

نظام سياسي،اقتصادي،فرهنگي،جمعيت ،زبان

3-2

نظام آموزشي

8-4

ساختار آموزشي بزرگسالان - سوادآموزي

9-8

اصول و اهداف آموزشي

10

سياستها و استراتژيهاي آموزشي

10

ساختار نظام آموزشي

14-11

بسيج اجتماعي و همكاريهاي بين المللي

16-15

نتيجه گيري

33-17

يافته ها

38-34

منابع

38

 

نظام سياسي،اقتصادي،فرهنگي،جمعيت ،زبان

نظام سياسي :

حكومت كشور ژاپن امپراتوري است وقدرت اصلي اجرايي كشور توسط نخست وزير انجام مي شود .قوه مقننه از دو مجلس تشكيل يافته است يكي مجلس نمايندگان با 511عضو كه به مدت چهار سال انتخاب شده وديگري مجلس مشاورين با 252عضو كه به مدت 6 سال انتخاب مي شوند .قانون اساسي موجود در سال 1947 تدوين شد وبر اساس آخرين تقسيمات كشوري ژاپن از 43 ناحيه (كه هر كدام به وسيله يك فرماندار ،انتخابي ويك شوراي محلي اداره مي شوند) .2ناحيه شهري ،يك ناحيه پايتخت نشين ويك سرزمين تشكيل يافته است.

فعاليت احزاب درژاپن آزاد بوده واحزاب مهم عبارتند از :ليبرال دمكرات ،سوسيال دمكرات ،كومي تور سوسياليست ،ليبرال جديد وكمونيست .

روزملي اين كشور بيست ونهم آوريل است ودر سال 1956به عضويت سازمان ملل درآمده وعلاوه برآن در سازمان ها مختلف بين المللي عضو مي باشد.

 

ملاحظات اقتصادي

واحد پول كشور ،ين ژاپن با علامت اختصاري (y)،معادل 100ين برابر با 32/0ريال است كه هر 45/248ين برابر يك دلار آمريكا است ،ميزان توليد نا خالص ملي در سال 1979حدود 427/839ميليارد دلار بوده است ،درآمد سرانه 245/7 دلار كه 8/36%آن مربوط به صنايع ،1/8%از كشاورزي ،23%از تجارت و11%از خدمات به دست مي آيد .

نرخ سالانه رشد توليد ناخالص ملي حدود 6/3 %است .درآمد بودجه ملي در سال 1977بالغ بر 12/47 ميليارد دلار وهزينه بار آن معادل 75/94 ميليارد دلار بوده است .

مهمترين صنايع كشور عبارتند از فولاد سازي ،اتومبيل سازي ،ساخت ماشين آلات ،كشتي سازي ،هواپيما سازي ،مواد شيميايي ،الكترونيكي و الکتریکی .

اشتغال :نيروي كار كشور بالغ بر 000/500/54 نفر است كه 36%آن در صنايع ،12%در بخش كشاورزي و52%در بازرگاني وتجارت مشغول كار هستند.

ملاحظات فرهنگی

زبان ومذهب :

دين اكثر مردم بودايي وشينتو و8% نيز مسيحي هستند.زبان رسمي ورايج كشور ژاپني است كه با خط مخصوص به خود نوشته مي شود.

جمعيت

براساس آمار سال 2003 ،جمعيت كشور ژاپن بالغ بر 000/708/127 نفر مي باشد ،از جمله شهرهاي پر جمعيت ژاپن مي توان از شهر هاي :توكيو،اوزاکا، يوكوها ما ،ناگويا ،كيوتو،كوبه ،ساپورو ،كيتاكيوشو،كاواساكي،فوكوئوكا،هيروشيما ،و...

تراكم جمعيت 9/311نفر در كيلومتر مي باشد ،76%مردم كشور ساكن شهرها بوده وپر جمعيت ترين آن شهر توكيو مي باشد .

توزيع سني

3/24% جمعيت را افراد كمتر از 14 سال تشكيل داده است .متوسط طول عمر مردان 2/71وزنان 3/76 سال است  .ميزان رشد جمعيت 08/1%است.4/99%مردم از نژاد ژاپني و5/0درصد از نژاد كره اي هستند.

 

نظام آموزشي :

جمعیت با سواد ، جمعیت بی سواد ، وضعیت سواد در گروه های سنی ، نرخ جذب کودکان در سن مدرسه ،جمعیت بازمانده از تحصیل.

در سال هاي اخير ميزان با سوادي 100%مي باشد .اين كشور با داشتن يكي از عالي ترين استانداردهاي آموزشي ،از نرخ با سوادي بسيار بالايي در مقايسه با ساير كشورها برخوردار است وبا توجه به تصويب قانون آموزش اجباري درسال  1907حدود 100درصد افراد واجب التعليم به مدرسه مي روند .وافراد باز ماند ه از تحصيل ندارد وبیش از 95%كودكان در مدرسه پيش دبستاني ثبت نام مي نمايند.

آموزش ابتدايي ومقدماتي متوسطه تا دهه 1950به نرخ ثبت نام بيش از 99%رسيده بود و تقريبا همان نرخ را تا زمان حاضر حفظ كرده است .امروزه ، 95%دانش آموزان ژاپني در نوعي از برنامه ی پيش دبستاني شبيه كودكستان ويا در مهد كودك روزانه ثبت نام مي نمايند.

دانش آموزان 6 سال را در مدرسه ابتدايي (شوكاگو )،3 سال را در دوره مقدماتي متوسطه (چوكاگو )(مدرسه راهنمايي )و3 سال را در دبير ستان (كوتا گو )سپري مي نما يند .تقريبا 30 % دانش آموزان سطح دبيرستان در مدارس خصوصي ثبت نام مي كنند ومدارس ويژه اي براي دانش آموزان داراي معلوليت هاي جسمي ونيز براي تعداد اندكي از نخبگان مدرسه اي جداگانه وجود دارد ، كه توسط ملت سرمايه گذاري شده است . آموزش براي دانش آموزان از 6 سال تا 15 سال يعني اول ابتدايي تا سال اول متوسطه اجباري است .آموزش هاي اجباري رايگان است ،اگر چه والدين بايد وسايل لازم مانند :روپوش ،كیت هاي رياضي ،ومجموعه خوشنويسي را بايد خودشان تهيه نمايند.

قوانين اجتماعي حاكم بر ايجاد فرصت تحصيلي :

مدرنیسم آموزشی _ دوره اصلاحات می جی : درسال 1872 ، دولت جدید می جی ، قد علم کرد و طرحی برای سیستم مدرسه مدرن به مقیاسی فراگیر و به نام <<اشاعه سیستم مدرسه ای>> اعلام کرد. چارچوب اساسی ، الگوی سیستم مدارس فرانسه را دنبال می کرد، اما عناصری از سیستم های چند کشور دیگر نیز به کار گرفته می شد . طراحی سازماندهی مدارس جدید نتیجه این بود که دولت آموزش را به عنوان عامل کلیدی در شکل گیری نوعی آگاهی می دید که ژاپن را قادر می سازد ملتی مستقل ، قدرتمند و ثروتمند بسازد و این آموزش ،جذب دانش فنی مدرن را به عنوان ابزاری جهت نیل به این هدف تسهیل می کرد، با این وجود نگرش های سلطه جویانه کنفوسیوس در مورد آموزش ،یعنی ایده به ارث گذاشتن فرهنگ برای نسل های آینده و ایده آل ایمان کامل مریدان به کسانی که از نظر فضل و ادب مافوق او هستند به هیچ عنوان در آموزش علوم غربی از میان نرفت، نگرش های سنتی کنفوسیوس هم نقاط قوت داشت و هم نقاط ضعف.آنان توسعه جامعه ژاپن را توسط احترام موروثی ، به کیفیت آموزش فراهم آوردند ، اما احترام به صلاحیت ، هنگام تلفیق خلاقیت فردی با آموزش علوم و فن آوری مانع ایجاد کرد. علاوه بر این ، چنین احترامی باور نکردنی به صلاحیت، به تقویت وضع روحی کمک کرد و به پیدایش سلطه جویی و خود کامگی سیاسی انجامید. اعلام رسمی سیستم مدارس ، تقسیم کامل ژاپن به 8 ناحیه فرهنگی را آغاز کرد که یک ناحیه علمی را به 32 ناحیه مدرسه متوسطه و یک ناحیه مدرسه متوسطه را به 210 ناحیه مدرسه ابتدایی تقسیم می کرد . هدف این بود که در هر ناحیه فرهنگی یک دانشگاه ، در هر ناحیه مدرسه متوسطه یک مدرسه متوسطه و در هر ناحیه مدارس ابتدایی یک مدرسه ابتدایی وجود داشته باشد. از این رو انتظار می رفت که 256 مدرسه متوسطه و 5376 مدرسه ابتدایی در سراسر کشور احداث گردد. به علت به  مرحله اجرا درآمدن سیستم مدارس جدید ، به انواع مختلف مدارس که قبلا در  هر قلمرو طبقاتی عمل می کردند دستور داده شد ، عملکرد خود را متوقف سازند ، تا آن زمان سیستم طبقات منسوخ شده بود و سیستم کوپرفکچرجای آن ها را گرفته بود ، با این وجود ،مدارس تاسیس شده توسط طبقات فئودال به همان شکل قبلی باقی ماندند.

دولت جدید با لغو آن جویای تسلط بر آموزش مردم بود. این نظام فقط تا حدودی شناخته
می شد.

بیشترین کاری که دولت توانست انجام دهد، سازماندهی مجدد موسسات آموزشی موجودی ، چون مدارس طبقاتی پیشین ، موسسات خصوصی ، و تراکویا ، و تاسیس مدرسه جدید با استفاده از ساختمان های معابد بودایی و خانه های شخصی بود . ساخت تعداد مدارس موجود ،در برنامه غیر ممکن بود . در سال 1876 ازبیست هزار مدرسه ابتدایی، حدود 40 درصد از معابد ، 23 درصد از خانه های شخصی و فقط 18 درصد در ساختمان های جدید بودند. و حدود 60 درصد مدارس از وجود یک معلم برای آموزش بهره می برد و کمتر از 20 درصد از دو معلم استفاده می کردند.

ازمدارس فعلی خیلی استقبال به عمل نیامد و  مقامات محلی مجبور به وادار کردن کودکان برای استفاده از این مدارس به سبک غربی شد. آموزش به سبک تجربی برای طبقات رزمنده که با آموزش کنفوسیوس کاملا خو گرفته بودند ، کودکانه به نظر می رسید . وبرای مردم عادی هم آموزش به سبک غربی کاملا بیگانه بود . محتوای کتب ترجمه کتاب های مورد استفاده در غرب بود و به این دلیل کودکان در مدرسه حضور می یافتند. به علاوه در روزهای نخستین آموزش می جی در سطح مدارس ابتدایی نیز آموزش رایگان نبود.و این بار اقتصادی بالا توسط والدین تحمل می شد . این ها علت دیگری بر عدم تایید نظام نوین مدرسه ای توسط مردم بود. نارضایتی مردم از دولت باعث سوختن مدارس گردید. این حوادث در حدود سال 1873 تا سال 1877 ادامه داشت. در سال 1873 یک مدرسه عادی تاسیس شد و معلمان خارجی برای تدریس با روش مدارس ابتدایی استخدام شدند تا اصول پایه ای آموزش در مدارس ابتدایی ژاپنی بنیاد نهاد شدند.

در سال 1878 قانونی به تصویب رسید که به موجب آن ضرورت داشت هر مدرسه عادی خود را تاسیس کند. فرهنگ آموزش به روش غربی در بخش نخست دوران می جی به شکل انفجار گونه ای اشاعه یافت ، موسسات خصوصی که زبان های اروپایی تدریس می کردند، از نظر کمی افزایش یافتند. و این بر سیاست دولت در مورد ارجحیت دادن به تمدن و روشنفکری به نسبت هر چیز دیگری تاثیر گذاشت.

حدود پایان دهه 1870 جنبش دیگری پدید آمد که مورد حمایت تعدادی از سنت گرایان بود و خلاف آن اجرای قانون امپراتوری بود. تا سال 1886 که سیاست های دولت و امپراتوری توسط افراد آزادیخواه مورد تجدید قرار می گرفت . در این سال فردی به نام موری قانون دانشگاه امپراتوری ، قانون مدارس عادی ، قانون مدارس ابتدایی و قانون مدارس متوسطه را تدوین نمود و از این طریق سیستم آموزشی   را توسط دولت بنیان نهاد. پس از سال ها موری به قتل رسید و در سال 1890 بازنویسی نسخه مجدد آموزش سلطنتی که دستورالعمل رسمی در مورد اخلاقیات ملی بود ، به نام امپراتور به تصویب رسید. این اتفاق در همان سال افتتاح مجمع ملی و بر مبنای قانون اساسی جدید روی داد. که شامل تضمین حقوق مردم و تصریح سلطنت محدود طبق قانون اساسی بود. صدور باز نویسی آموزشی سلطنتی راه را برای نیم قرن آموزش ملی بر اساس اخلاقیت ملی و متمرکز بر حول محور ستایش امپراتور هموار کرد. روند مایل به سمت فراملی گرایی ، شیتونیزم دولتی ، و نظام گرایی که ، پیش از شیوع جنگ جهانی دوم مستحکم شده بود.این بازنویسی سلطنتی در مورد آموزش را که به عنوان محدود کننده دمکرات شدن آموزش ژاپن عمل می کنند، در متن خود دارد.

شخصیت های تاثیر گذار بر روند های سواد آموزی و آموزش اجباری

بدون شک می توان آقای " موری ارینوری " را فردی تاثیر گذار بر اجباری کردن آموزش همگانی در سال 1907 نام برد . ایشان که وزیر آموزش و پرورش بود دستور داد تا آموزشی اجباری همگانی صورت پذیرد و این دستور باعث زدودن بی سوادی از چهره ژاپن گردید. این حرکت تا 30 سال به طول انجامید تا ژاپن توانست بی سوادی را ریشه کن کند و پوشش تحصیلی را به پیش از 97 درصد در سال 1910 برساند .درصد کودکانی که در مدارس ابتدایی حضور می یافتند ، در طول ده سال از سال 1890 تا 1900 به شدت افزایش یافت ، علت افزایش ،صنعتی شدن کشور به شکل روز افزون و آگاهی مردم از ضرورت آموزش بود. شرح حضور در مدرسه در سال 1890 ، 65درصد پسران و کمتر از 31 درصد دختران بودند. درسال 1910 این نسبت به 94 تا 97 درصد افزایش یافت و از آن به بعد حضور در مدرسه به حدود 100 درصد رسید. و در نتیجه بی سوادی از میان رفت.صنایع کارخانه ای به رشد سریع رسید، در نتیجه جنگ اول جهانی واز دهه 10 تا دهه 20 گرایش شدیدی به جهانی شدن دمکراسی در زمینه آموزش ابتدایی وجود داشت .تلاش همه جانبه آموزش نوین توسط سازمان های مختلف و تاثیر گذار و تاثیر جنبش های معاصر در آمریکا و اروپا  به شدت ادامه یافت. گر چه در این دوره عده ای خواهان توسعه آموزش پایه بودند، اما این اصلاحات آموزشی تا بعد از جنگ جهانی دوم تحقق نیافت.

مبنای سیستم آموزش پایه ژاپن پس از جنگ دوم جهانی پایه گذاری گردید. در اواخر دهه 40 اصلاحات آموزشی از طریق قانون به اجرا در آمد. در سال 1947 قوانین اولیه آموزش و قانون آموزش مدرسه ای به تصویب رسید.به موجت این قانون یک سیستم رسمی آموزش به اصطلاح (4 _3_3_6) بر اساس اصول مساوی آموزش بنا نهاده شد.

حتی پیش از دهه 50 جامعه ژاپن از نرخ بالای با سوادی برخوردار بود و درصد بالایی ازکودکان در مدارس ابتدایی و متوسطه، بین سطوحی که آموزش پایه را تشکیل می دهد، ثبت نام می کردند.

استانداردهای آموزش در این کشور بر اساس رهنمون های برنامه آموزشی " منبوشو " می باشد. منبوشو تقریبا هر 10 سال یکبار برنامه آموزشی ملی را توسعه بخشیده و مورد تجدید نظر قرار می دهد. این برنامه که پس از پایان جنگ دوم جهانی که اولین دوره آموزشی به سبک آموزش آمریکایی ارائه شد به اجرا درآمد.

نظام های آموزشی حاکم در کشور:

نظام مدیریتی آموزش ژاپن تمرکززدایی شده و نقش وزارت آموزش و پرورش دانستن هماهنگی بین سایر بخش هاست. مسئولیت بودجه مدارس ، برنامه های آموزشی، گزینش های مدرسه و مشکلات در مدارس ابتدایی و راهنمایی در دست ادارات محلی آموزش و پرورش قرار دارد،اعضا این ادارات توسط مدیر اجرایی مسئول اداره محلی انتخاب می شوند.

نهادهای مرکزی امور آموزشی : از جمله مهم ترین نهاد های مدیریتی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1_ وزات آموزش ، علوم ، فعالیت های ورزشی و فرهنگی

2_ انجمن دانشگاه های ملی ژاپن

3_ انجمن دانشگاه های خصوصی ژاپن

4_ انجمن دانشگاه ها و کالج های وابسته به شهرداری ژاپن

5_ شورای مرکزی آموزشی

6_ انجمن رسمی دانشگاه های ژاپن

7_ انیستیتو ملی تحقیقات آموزش

 

ساختار اداری و آموزش بزرگسالان:

این آموزش ها شامل سوادآموزی نمی شود (چون بی سوادی وجود ندارد) بلکه آموزش بزرگسالان به طور اعم براع بزرگسالان و با هدف همکاری با آموزش مهارت های حرفه ای و ارتقا دانش و فرهنگ عمومی برگذار می شود. با این حال ،فعالیت هایی که ویژه زنان صورت می گیرد، به طور جداگانه و به عنوان آموزش زنان برخوردار می شود. علاوه بر فراهم آوردن فرصت هایی جهت یادگیری زمینه های مختلف و تربیت رهبردر آموزش زنان به فعالیت های منطقه ای چون ارتقا پروژه های داوطلبانه زنان و ساخت تالارهای زنان نیز از طریق آموزش جامع عمل پوشانده می شود.تعداد کلاس های زنان که در سال 1995 سازماندهی شده اند بالغ بر 350750 نفر بوده است و جمعا 1182720 شرکت کننده داشته است ،از زمان آماده سازی برنامه فعالیت داخلی توسط دفتر نخست وزیری به مناسبت روز جهانی زن در سال1976 ، برخورد با مشکلات زنان بخش عظیمی را در آموزش زنان اشغال کرده است، با این حال هنوز ،تاکید اصلی بر آموزش مربوط به خانه داری و زندگی خانوادگی است،برای بزرگسالان به طور اعم گونه گسترده تری از فرصت های آموزشی فراهم شده است،که شامل مدارس بزرگسالان،کنفرانس های دانشگاه دولتی و امثال آن ها می باشد،نهادهای محلی و شهرداری های میزبانی از فعالیت ها و تسهیلات را با عناوین گوناگون را ارائه می دهند.

در سال 1995 ، 188220 کلاس ویژه بزرگسالان با بیش از 12362883 شرکت کننده سازماندهی شده بودند. موضوع اصلی دروس،ارتقا آموزش خانواده و بهبود زندگی خانوادگی می باشد. تقریبا 4/36 درصد فرهنگ عمومی و آموزش زیبایی شناسی ، 9/25 درصد بدن سازی و سرگرمی ،9/9 درصد رابطه صمیمانه شهروندی و شناخت بدنی 4/10 درصد پیشرفت مهارت های فنی و حرفه ای 8/8 درصد می باشد.

وزارت آموزش و پرورش مسئولیت نظارت بر عملکرد مراکز آموزشی بزرگسالان را عهده دارد و شهرداری ها را تشویق نموده است تا دوره دانشگاهی بزرگسالان را ایجاد نماید.

اهداف،استراتژی ها و سیاست های آموزشی :

اصول و اهداف آموزشی :

ایده و اصول آموزش در این کشور در قانون اساسی مصوبه سال 1947 تدوین شده است با تصویب قانون اساسی ،عزم خود در مشارکت با صلح جهانی و رفاه بشریت را با ایجاد دولت دمکرات و فرهنگی نشان داده ایم ، درک این ایده آل اساسا به قدرت آموزش بستگی خواهد داشت. ما شرافت فردی را گرامی خواهیم داشت و سعی می کنیم مردم را به گونه ای بار بیاوریم که به حقیقت و صلح عشق بورزند.حال آن که آموزش با هدف ایجاد غنای فرهنگی درفرد همه گیر خواهد شد.اصول آموزش و پرورش  در ژاپن در قانون اساسی درج شده است. به مصبب این اصول همه افراد کشور حق دارند متناسب با توانایی های خود از آموزش و پروش برخوردارند و همه والدین باید مکلف باشند کودکان خود را به مدرسه بفرستند.

هدف اصلی آموزش توسعه همه جانبه شخصیت و پروش جسمی و ذهنی کودکان است. تا بتوانند افرادی سالم که به حقیقت و عدالت عشق می ورزند و به حقوق افراد احترام می گذارند، برای کار ارزش قائلند، احساس عمیقی نسبت به مسئولیت های خود دارند ،و به عنوان سازندگان جامعه و کشوری صلح طلب با روحیه ای سرشار از استقلال و آزادی و پرورش یافته اند ، داشته باشند.

سیاست های آموزشی :

نظام آموزشی در حال حاضر در حال گذر از اصلاحات در جهت تغییر جایگاه آموزش رسمی و دادن بهای بیشتر به کارکردهای سایر انواع آموزش و در نهایت گسترش یادگیری در طول زندگی است. به موجب این جهت گیری های جدید شورای ملی اصلاحات آموزش پس از مطالعات گسترده نیل به اولویت آموزشی را به شرح ذیل مورد تاکید قرار داده است:

1_ تاکید بر انفرادی کردن آموزش ،که در آن ویژگی های شخصی ، آزادی عمل و مسئولیت فردی افراد دریادگیری باید مورد توجه قرار گیرد.

2_ انتقال به جامعه در حال یادگیری ، که در آن اهمیت بیش از حد قائل شدن برای آموزش رسمی باید تغییر کند و ساختارهای جدید که در آن افراد می توانند آزادانه از میان فرصت های یادگیری متعدد انتخاب و در طول زندگی خود از آن ها بهره مند شوند ایجاد گردد.

3_ هم گامی با تغییرات گوناگون اعمال شده در سطح آموزش بین الملل.

 

ساختار آموزشي

برنامه ریزی به صورت غیر متمرکز انجام می گیرد و بیشتر به صورت مدارس دولتی و شهرداری ها انجام می پذیرد. برنامه ریزی ها نیز ایالتی است. عمده حساسیت ها بیشتر بر روی مواد درسی و برنامه ریزی می باشد.

 

شیوه های چند سرپرستی در امور آموزشی :

نهادهای مرکزی : ارگان مرکزی مدیریت آموزشی ، وزارت آموزش و پرورش است که بالاترین مدیر اجرایی آن وزیر آموزش و پرورش می باشد، فرمانداران و بوردهای آموزشی که شامل اعضای انتصابی فرمانداری های مربوط می باشد، به وزیر گزارش می دهند. بورد آموزشی از پنج عضو پاره وقت تشکیل می شود که ریاست مدارس دولتی را که مقام رسمی و تمام وقت و بالاترین مقام اجرایی مدریت آموزشی در سطح مدارس دولتی محلی می باشد را انتخاب می کنند.

در شهرها ، شهرستان ها و روستاها ،بوردهای آموزشی مشابهی کار اداری مربوطه به آموزش را بر عهده دارند که تحت راهنمایی و توصیه بورد آموزشی صورت می گیرد.از این رو می توان مشاهده کرد که عنصری قوی از متمرکز سازی در مدیریت آموزش ژاپن وجود دارد. مسئله بحث انگیز این است که آیا مدیرانی که سمت مدیریت دارند از نظر قانونی با معلمان عادی تفاوت دارند یا خیر؟

همان گونه که اشاره گردید : بالاترین سطح آموزش و پرورش را وزیر بر عهده دارد ، (وزیر آموزش و پرورش ، علوم ،ورزش و فرهنگ است. ) که مسئولیت برنامه ریزی ، هماهنگی و اصلاح اموزش و پرورش را بر عهده دارد. سپس در هر استان یک هیات آموزشی استانی وجود دارد ،که کلیه مسئولیت های اجرایی و مدیریت آموزش و پرورش استان را عهده دار است . پس از آن مجددا در هر شهرستان یک هیات آموزشی وجوددارد که همان وظایف بالا را در سطح شهرستان دنبال می نماید .در زمینه آموزش ها ، فنی و حرفه ای مسئولیت اصلی بر عهده وزارت کار است ، همچنین وزارت کشاورزی ، شیلات و جنگل ها آموزش های حرفه ای برخی از مواد درسی شاخه فنی و حرفه ای را بر عهده دارد.

دوره های تاریخی فعالیت های آموزشی ،استراتژی ها ، جهت گیری ها و اصلاحات انجام شده

اصلی ترین طرح اصلاحات حوزه آموزش طی قرن 21 ، طرح رنگین کمان ( متشکل از هفت استراتژی برتر ) می باشد.

سال ابتکار عمل در اصلاحات آموزشی ( سال 2001)

سال 2001 _ سال اول ابتکار عمل در اصلاحات آموزشی است ،تصویر کلی تلاش های آتی مورد نیاز اصلاحات آموزشی در بر گیرنده سیاست های مهم،اقدامات و برنامه زمان بندی شده ،بر اساس پیشنهاد گزارش نهایی کمسیون ملی اصلاحات آموزشی ارائه شده است .روند اصلاحات آموزشی نیازمند اجرای سریع و قاطعانه مطابق طرح می باشد.

اصلاحات مرحله اول :

از جمله مهم ترین اصلاحات اعمال شده آموزشی مرحله اول اصلاحات قرن 21 را می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1_ تسلیم شش صورتحساب مربوط به اصلاحات آموزشی در جلسه انجمن عادی .

2_ تامین بودجه لازم جهت رفرم آموزشی در بودجه سالانه 2001.

 

اصلاحات مرحله دوم :

1_ بازنگری قانون اساسی آموزش و توسعه طرحی جامع جهت ارتقا اقدامات آموزشی ( این وظایف در شورای مرکزی آموزش بررسی گردید).

2_ اقدامات ممکن با بررسی بیشتر در بودجه سال 2001 مورد تایید متخصصان قرار گرفت.

3_ طراحی سیستمی جهت ترغیب جوانان بالای 18 سال به شرکت و خدمات گروهی .

4_ جان تازه بخشیدن به مدارس ، خانواده و جوامع.

5_ ارتقا مهارت و تخصص علمی دانش آموزان در کلاس های درس .

6_ اجرای سیستم کلاس های 20 نفره برای دورس اصلی و پیشبرد کلاس های کار آموزی .

7_ بهبود کلاس های درس به منظور توانایی رهبری کلاس های فناوری اطلاعات (آی.تی) و سیستم کلاس های 20 نفره ( بنا به نهادن محیطی آموزش برای نسل جدید)

8_ اجرای مطالعات و دستاوردهای علمی ملی .

9_ تشویق جوانان به مشارکت در خدمات گروهی و برنامه های گوناگون .

10_  تشویق جوانان به مشارکت در خدمات اجتماعی و برنامه های گوناگون .

11_ تخصیص بودجه ویژه آموزش کودکان با عنوان " بودجه رویای کودکان "

12_ توسعه آموزش اخلاق.

13_ انجام اقداماتی جهت جان تازه بخشیدن به آموزش در خانه و در جامعه.

14_ تبدیل محیط آموزشی به محیطی لذت بخش و خالی از نگرانی .

15_ توسعه فعالیت های فرهنگی و ورزشی ( تشویق فعالیت های باشگاهی ).

16_ انجام اقداماتی مناسب در رابطه با بسط رفتارهای ناهنجار در میان کودکان .

17_ محافظت کودکان در مقابل دسترسی به اطلاعات نا مناسب.

18_ایجاد مدارسی که بتواند مورد اعتماد والدین و جامعه باشد.

19_ اجرای سیستم ارزیابی و معرفی کتاب و اصول مشاوره در مدرسه .

20_جان بخشیدن به بورد مدرسه توسط مشارکت والدین و مشارکت اطلاعاتی.

21_ توسعه ارتقا تاسیس انواع جدید مدارس جهت هماهنگ سازی نیازهای جوامع مختلف.

22_تربیت معلمان به عنوان " حرفه ای های" واقعی آموزش

23_ ارائه سیستم اعطا یا دانش به معلمان برجسته

24_برقرار سیستم بهره مندی معلمان از تجربه کاری اجتماعی شدن.

25_انجام اقدامات مناسبی چون تعلیمات آموزشی در مورد معلمان فاقد صلاحیت و نالایق.

26_ ترویج و تاسیس دانشگاه های منطبق با استانداردهای جهانی.

27_تقویت آموزشی دانشگاهی و عملیات تحقیقی برای پرورش رهبران نسل آینده (ارتقا و بهبود سیستمی جهت پذیرش دانش آموزان 17 ساله به دانشگاه ها ).

28_ فراهم کردن محیطی رقابتی (اعطای جایگاه مؤسسات بزرگ اجرائی و مستقل به دانشگاه های ملی ، ایجاد استخدام ترم ثابت برای انتقال راحت پروفسورها وافزایش بورسیه رقابتی ).

29_اجرای سیستم قاطع رده بندی دانشجویان دانشگاه و تمرکز برتوانائی آموزشی و علمی آنان.

30_ برقراری فلسفه آموزشی مناسب و بهبود تدارکات آموزشی.

31_ بازنگری قانون اساسی آموزش برای تصویب قوانین مناسب تر.

32_ توسعه طرح جامع جهت توسعه ارائه طرح های آموزشی.

کارهای ویژه و بسیج اجتماعی ، مشارکت های بین الملل:

توسعه آموزشی:

مبنای سیستم آموزش پایه ژاپن پس از جنگ دوم جهانی پایه گذاری شد.در اواخر دهه 40  ،اصلاحات آموزشی از طریق قانون به فرمول درآمد درسال 1947 ،قوانین اولیه آموزش و قانون آموزشی مدرسه ای به تصویب رسید. به موجب این قوانین ،یک سیستم رسمی آموزشی (سیستم به اصطلاح4_3_3_6) بر اساس اصول فرصت های مساوی آموزشی بنا نهاده شد.

حتی پیش از دهه 50 ،جامعه ژاپن از نرخ بالای باسوادی برخوردار بود و درصد بالائی از کودکان در مدارس ابتدائی و متوسطه ،بین سطوحی که آموزش پایه را تشکیل می دهد.ثبت نام کردند ، ژاپن پس از جنگ شاهد رشد کمی آموزش تکمیلی متوسطه بوده است.مدارس تکمیلی متوسطه در سال 1948 در قالب دوره های پاره وقت و تمام وقت شروع به کار کردند.

در این بین میزان فارغ التحصیلان آموزش پایه در طول یک چهارم قرن از 42 درصد به 90 درصد افزایش یافت، سیستم جدید آموزش دانشگاهی نیز در سال 1949 آغاز به کار کرد و سال 1950 شاهد آغاز سیستم موقت مدارس عالی بود. میزان فارغ التحصیلان متوسطه که به آموزش عالی راه یافتند و فقط 10 درصد را در دهه 50 تشکیل می داد، در سال 1998 تقریبا با 50 درصد افزایش روبه رو شد.

خلاصه یافته ها با توجه به مسیرهای طی شده موضوع مطالعه ، دستاوردهای آموزشی:

آن چه از مطالعه انجام شد ،نشان می دهد که آموزش اجباری همگانی طی 30 سال پس از آغاز نظام نوین آموزش و پروش حاصل شد و باسوادی همگانی تقریبا در 20سال پس از آن تحقق یافت.ولی ژاپن این سال ها را به سادگی نگذارند.30 سال پس از آغاز عصر می جی ژاپن هنوز یک دانشگاه داشت و حتی در سال 1904 تعاد دانشگاه ها به دو دانشگاه رسیده بود.همین وضیت را درمورد سوادآموزی وآموزش اجباری همگانی می توان به وضوح مشاهده کرد. بنابراین دلایل محکمی برای کشورهای در حال توسعه وجود دارد که تجربه ژاپن را مورد مطالعه قرار دهند. نخستین دلیل این است که ژاپن اولین کشور غیر غربی است که خود را به مرحله صنعتی فعلی رسانده است.

دومین دلیل ، ژاپن اولین و تنها کشور موفق است و سومین ،اکنون خط سیر تلاش های این کشور از یک قرن تجاوز نمی کند.بنابراین ژاپن با مسائل مختلف و وضعیت های گوناگون روبه رو شده است ،که بسیاری از کشورهای در حال توسعه باید در آینده با آن روبه رو شوند.

اما این تجربه باید با دقت ارزیابی و مورد استفاده قرار گیرد. نباید پنداشت که پاره ای راه حل های مؤثر در جامعه ژاپن متعلق به قرون حاضر می تواند لزوما در وضعیت هرکشوری تسری یابد.چنین است که ژاپن در آغاز کار با آموزش همگانی ابتدایی و آموزش بسیار محدود دانشگاهی و یا در مورد روش سازماندهی آموزش و پرورش و چگونگی تامین منابع مالی از طریق ایالت ها و جوامع محلی و یا حتی چگونگی توسعه آموزش های فنی که تقریبا مقارن با جنگ چین و ژاپن و شروع توسعه صنایع سنگین ژاپن آغاز شد.همچنین با پشت سر هم قرار دادن این مثال ها و نمونه های  سفسطه آمیز پدیده ها پرهیز کرد.که چون ژاپن موفق شد از نمونه های آن تبعیت کرد، بالاخره این که ممکن است بعضی از موفقیت به طور اتفاقی پیش آمده باشند،مثلا مسئولین آموزش . پرورش در دهه 1880 درس اخلاق را برای تقویت خصلت صرفه جویی در برنامه درسی نگنجاندند. بلکه برای منظور کاملا متفاوتی چنین کردند.قصد آنها آن بود که از زیادروی فوق العاده در غربی شدن جلوگیری کنند و وطن دوستی فرمان بردارانه را پرورش دهند که بتواند یک دولت قوی را به وجود آورد و نیز،یک هویت ژاپنی به وجود آورند که در مقابل سلیقه و افکار خورنده و فاسد کننده غرب مقاومت کند.

 

 

 

 

 

نتيجه گيري

_ حكومت كشور ژاپن امپراتوري است وقدرت اصلي اجرايي كشور توسط نخست وزير انجام مي شود.

_ واحد پول كشور ،ين ژاپن است.

_ اشتغال  به نيروي كار كشور بالغ بر 000/500/54 نفر است كه 36%آن در صنايع ،12%در بخش كشاورزي و52%در بازرگاني وتجارت مشغول كار هستند.

_ جمعيت كشور ژاپن بالغ بر 000/708/127 نفر مي باشد.

_  پر جمعيت ترين آن شهر توكيو مي باشد .

ميزان رشد جمعيت 08/1%است. از نظر توزیع سنی ،_

_ اين كشور با داشتن يكي از عالي ترين استانداردهاي آموزشي ،از نرخ با سوادي بسيار بالايي در مقايسه با ساير كشورها برخوردار است.

_ آموزش اجباري درسال  1907حدود 100درصد افراد واجب التعليم به مدرسه مي روند .

_ مدرنیسم آموزشی _ دوره اصلاحات می جی : درسال 1872 ، دولت جدید می جی ، قد علم کرد.

_ استانداردهای آموزش در این کشور بر اساس رهنمون های برنامه آموزشی " منبوشو " می باشد. منبوشو تقریبا هر 10 سال یکبار برنامه آموزشی ملی را توسعه بخشیده و مورد تجدید نظر قرار می دهد.

_نظام مدیریتی آموزش ژاپن تمرکززدایی شده و نقش وزارت آموزش و پرورش دانستن هماهنگی بین سایر بخش هاست. مسئولیت بودجه مدارس ، برنامه های آموزشی، گزینش های مدرسه و مشکلات در مدارس ابتدایی و راهنمایی در دست ادارات محلی آموزش و پرورش قرار دارد.

_ این آموزش ها شامل سوادآموزی نمی شود (چون بی سوادی وجود ندارد) بلکه آموزش بزرگسالان به طور اعم براع بزرگسالان و با هدف همکاری با آموزش مهارت های حرفه ای و ارتقا دانش و فرهنگ عمومی برگذار می شود.

_ وزارت آموزش و پرورش مسئولیت نظارت بر عملکرد مراکز آموزشی بزرگسالان را عهده دارد و شهرداری ها را تشویق نموده است تا دوره دانشگاهی بزرگسالان را ایجاد نماید.

_سیاست های آموزشی به هدف :

تاکید بر انفرادی کردن آموزش.

انتقال به جامعه در حال یادگیری.

هم گامی با تغییرات گوناگون اعمال شده در سطح آموزش بین الملل.

_ ساختار آموزشی که قانون اساسی آموزش و قانون آموزش مدرسه ای می باشد، یک اصل پایه ای که در قانون اساسی تشریح شده ،تساوی فرصت آموزش برای همه می باشد. این قانون تبعیض بر اساس نژاد، طبقه ،  جنسیت ،موقعیت اجتماعی ، شرایط اقتصادی ، یا سوابق خانوادگی را ممنوع می کند.

_ برنامه های آموزشی ابتدایی به دروس عادی ( عمومی ) ،آموزش اخلاق و فعالیت های ویژه تقسیم می شود.

_ تعداد زنگ های کلاس درسی در هر سال با بالا رفتن سطح کلاس افزایش می یابد.

_ به علت عدم وجود امتحان ورودی برای مدارس مقدماتی متوسطه ، آموزش ابتدایی به حسب امتحان ورودی پایه ریزی نمی شود.

_ با وجود نگرانی در مورد آماده سازی دانش آموزان ابتدایی ، آزمونی از آنان به عمل نمی آید ،اما معلمان مکرا از دانش آموزان امتحاناتی به عمل می آورند.

_ تست ها هر هفته یک بار توسط آموزگاران انجام می شود. دانش آموزان در مقایسه با دیگر دانش آموزان و بر طبق عملکردشان در این تست ها طبقه بندی نمی شود، اما به آن ها نمره هایی معمولا در سه مقیاس(آ.ب.ث) داده می شود.

_ مبنای سیستم آموزش پایه ژاپن پس از جنگ دوم جهانی پایه گذاری شد.

_ حتی پیش از دهه 50 ،جامعه ژاپن از نرخ بالای باسوادی برخوردار بود و درصد بالائی از کودکان در مدارس ابتدائی و متوسطه ،بین سطوحی که آموزش پایه را تشکیل می دهد.ثبت نام کردند.

_درسیستم نظام آموزشی، قصد داشتند که از زیادروی فوق العاده در غربی شدن جلوگیری کنند و وطن دوستی فرمان بردارانه را پرورش دهند که بتواند یک دولت قوی را به وجود آورد و نیز،یک هویت ژاپنی به وجود آورند که در مقابل سلیقه و افکار خورنده و فاسد کننده غرب مقاومت کند.

مراکز یادگیری محلی

قوانين وسياست هاي آموزشي ويادگيري مادام العمر در ژاپن

در سال 1949  قانون آموزش اجتماعي تحت  تاثیر اشغال آمريكايي‌ها به عنوان بخشي از بازسازي چارچوب آموزشي پس از جنگ جهانی دوم به تصويب رسيد. آموزش اجتماعي در ژاپن داراي تاريخي است كه به خاطراهداف نظامي توسط دولت پادشاهي در قبل و در طول جنگ دستكاري شده بود. بدين ترتيب هدف قانون آموزش اجتماعي ايجاد يك نظام جامع است كه تضمين مي‌نمايديادگيري در خارج از نظام مدارس رسمي ريشه در جوامع محلي دارد. قانون، دامنه آموزش اجتماعي را تعريف نموده است و وظايف و نقش‌هاي دولت، هيات‌هاي آموزشي، پرسنل اداري و موسسات محلي (كمينکان، كتابخانه‌ها، موزه‌ها، خانه‌هاي جوان، مراكز زنان و غيره ) را به صراحت بیان نموده است.

يكي از ويژگي‌هاي بارز قانون 1949 و دليل اينكه اين قانون از سوي بسياري از مربيان بزرگسال ژاپني به عنوان نمادی از آموزش دموکراتیک مورد استقبال قرار گرفته است در فصل 5 آن قانون نهفته است. در اين بخش تمام تصميمات مربوط به ايجاد و فعاليت كمينکان( مراكز يادگيري فرهنگي جامعه ) به هيات‌هاي آموزشي شهرداري ها واگذار مي‌شود. همچنين اين فصل از قانون آموزش اجتماعي هر كمينکان را ملزم مي‌نمايد تا یک شوراي عملياتي(يوني شينگي کاي)  را ايجاد نمايد كه متشكل از رهبران گروه‌هاي داوطلب محلي مختلف است به ‌طوري كه ساكنان محل بتوانند در مديريت يادگيري جوامع خود مشاركت نمايند. در نتيجه، هر يك از كمينکان‌هاي محلي به طور مستقل در باره محتواي برنامه‌هاي خود بسته به نوع نيازها و علايق ساكنين محل تصميم گيري مي‌كند. اگرچه كه اولين كمينکان حدودا در سال 1946 به ابتكار وزرات آموزش و پرورش ساخته شده بود اما قانون 1949 با قوت بنا گرديد و نظام كمينکان را تضمين نمود كه از آن زمان تاكنون به ارتقاء يادگيري جامعه بنیاد پرداخته است. تا سال 1990، 17347 كمينکان ايجاد شد و هزاران نفر در دوره‌هاي يادگيري مادام‌العمر ارزان قيمت گوناگون در كمينکان‌هاي سراسر ژاپن شركت كردند.

با وجود این آن نوع يادگيري كه امروزه در كمينکان شكل مي‌گيرد الزاما اصل دو وجهي آموزش اجتماعي را محقق نمي‌سازد. اين قانون حق تمام شهروندان به خصوص كساني كه فاقد آموزش مناسب مدرسه‌اي بودند را به يادگيري و ارتقاء مردم‌سالاري مشاركتي از طريق روشن نمودن اذهان  مردم از طريق يادگيري در جوامع خود تضمين مي‌نمود.

اگرچه بعضي معتقد بودند كه دوره‌هايي كه توسط كمينکان ارائه مي شد، بازتابي از جامعه ای است که به منافع دیگران می اندیشد و در آنها اصولا به مسائل فرهنگي و محلي توجه می شود اما بعضي ديگرهم از روند اخير به خاطر برگزاری دوره هایي که با هدف منفعت جویی و برخورد کالا گونه معطوف به اوقات فراغت در كمينکان ها برگزار می شد، انتقاد نموده‌اند و این  در شرایطی است که کمينکان در پيشبرد جنبش‌‌هاي محلي دمكراتيك در اواخر دهه 1960 و 1970 نقش به سزایی داشته است. از دهه 1980 اين مراكز به عنوان"آموزش لیبرال" غیرسیاسی شده است. علاوه بر اين معرفي يك سياست «يادگيري مادام‌العمر» در اواسط دهه 1980، محل زدايي از فعاليت های آموزش اجتماعي سنتي را تسريع نمود.

تاکنون قانون آموزش اجتماعي چندين بار مورد بازنگري قرار گرفته است. در اين ميان، بازنگري در سال‌هاي 1959، 1999 و 2001 در طول تاريخ آموزش اجتماعي‌ در ژاپن بسيار بحث‌برانگيز بوده است. بازنگري 1959 به شدت مورد انتقاد قرار گرفت زيرا اين بازنگري راه را براي مداخله دولت ملي از طريق اعمال سيستم يارانه دولتي براي حمايت از سازمانهاي محلي و پروژه‌هاي مرتبط با آموزش بزرگسالان هموار مي‌نمود.

بازنگري قانون در سال 1999 نسبت به بازنگري 2001 از مقياس كوچكتری برخوردار بود، اما پتانسيل نابودي اصل «دموكراتيك» بودن آموزش اجتماعي را دارا  بود.

اين بازنگري براساس قانون تمركزدايي به عنوان بخشي از اصلاحات اداري وسيع جاري در ژاپن مطرح گرديد كه از سال 1995 براي كوچك كردن اندازه دولت مركزي اجرا شده بود. اين بازنگري الزام ايجاد يك شوراي عملياتي كمينکان (ماده 16) را براي هر كمينکان را از میان برداشت. در حاليكه الزام هيات‌هاي آموزش شهرداري گوش دادن به نظرات مربوط به انتخاب مديران كمينکان از ميان اعضاي شوراي عمليات كمينکان نيزاز ميان برداشته شد.

اين تغييرات که تنها با حذف چندخط از قانون اوليه 1949 انجام شد. در نگاه اول به نظر جزئي مي‌آمد. به موجب اين تغييرات، شهرداري‌ها به خصوص آنهايي كه از نظر مالي در مضيقه بودند حالا مي‌توانستند بطور قانوني راههاي مشاركت و دخالت اهالي در برنامه ريزي و توسعه فعاليت آموزش بزرگسالان در جوامع خود را  ببندند. بازنگري قانون در سال 2001، قانون آموزش اجتماعي را برمبناي توصيه هاي مطرح شده در گزارشات شوراي ملي يادگيري مادام‌العمر سال 1996 و 1998  بازسازي نمود.

زبان آن جديد بود و تضمين مشاركت بين نظام آموزش اجتماعي و نظام آموزش مدرسه (ماده 3) بود و برجسته‌سازي توسعه برنامه های جديد آموزش خانواده، داوطلب بودن محل و انواع يادگيري تجربي فعاليت در ميان جوانان (ماده 5) بود.

بازنگري قانون2001 شرايط مورد نياز مربيان بزرگسال را نيز گسترش داد به طوري كه مشاغل اموزش بزرگسالان را براي افراد موجود در صحنه آزاد نمود (ماده 9).

منطق وزارت آموزش و پرورش اين مداخله جديد دولت ملي در فعاليت آموزش اجتماعي را با اشاره به اينكه فعاليت آموزشي در خانه ها و جوامع محلي تا حدي افت کرده است كه آموزش اجتماعي بايد وارد صحنه شود تا سطوح آموزشی تاريخي را اعاده نمايد، مطرح گرديد.

همزمان با اين موضوع، پس از آنكه نظام ملي" مدرسه 5 روز در هفته" در آوريل 2002 اجرا شد انتظار مي‌رفت كه كودكان مدرسه‌اي شنبه‌ها را یا مشغول آموزش محلي باشند يا به طور داوطلبي در يادگيري ارائه شده درامكانات آموزش اجتماعي به سر ببرند.

بازنگري 2001 نشان داد كه آموزش اجتماعي  جامعه بنياد بالاخره توجه دولت ملي را پس از خصوصي‌سازي ويرانگر و محلي‌زدايي يادگيري بزرگسالان ناشي از سیاست های «يادگيري مادام‌العمر» دهه 1990 دوباره به خود جلب نمود. از سوي ديگر اين بازنگري، تابعی  از نقش آموزش اجتماعي  به عنوان بخشي از تلاش آن براي ترمیم نابه سامانیهای آموزش مدارس دولتي بوده است.

در سال 2003، علاوه بر سه بازنگري عمده فوق الذكر قانون آموزش اجتماعي،  وزارت آموزش و پرورش يك سند سیاست گذاری را با توجه به اداره امكانات آموزش اجتماعي از جمله كمينکان ، موزه‌ها، كتابخانه‌هاي عمومي صادر نمودو با توجه روند كلي بي‌ارزش سازي خدمات اجتماعي دولتي، سياست جديد به شهرداري‌ها اجازه مي‌داد تا مديريت امكانات دولتي را نه تنها به غيرانتفاعي بلكه به سازمانهاي انتقاعي تبديل نمايند. اين پديده به خودي خود خطر تشديد خصوصي‌سازي و برخورد كالاگونه با يادگيري بزرگسالان در كمينکان را در پی داشت.

.

سياست يادگيري مادام‌العمر در ژاپن

از آموزش مادام‌العمرتا يادگيري ماداام‌العمر

مفهوم آموزش مادام‌العمر حدودا در اواخر دهه 1960 در ژاپن مطرح گرديد گزارش فائور یونسکو 1972این مفهوم را به عنوان يك مفهوم مرتبط با جامعه ژاپني توجيه نمود كه در آن انتقاد شديدي به تاكيد بيش ازحد بر آموزش مدرسه‌اي شده بود.

اگاوا 1991 فرآيند توسعه يادگيري مادام‌االعمر را در ژاپن به سه دوره تقسيسم كرد.                          (1) دوره طرح موضوع از اواخر دهه 1960 تا آغاز دهه 1970 (2) دوره توسعه  بين آغاز دهه 1970 و اواسط دهه1980 و (3) دوره بازگشت ازاواسط 1980 تاكنون). او مطرح نمود كه هدف «آموزش مادام‌العمر» درطی دو دوره اول غني‌سازي يادگيري در سراسر زندگي بود و اينكه توسعه برنامه هاي كمينکان محلي و و ايده «آموزش‌جاري » مورد تاكيد قرار گرفت.  با وجود اين طي دوره سوم مقهوم يادگيري مادام‌العمرتغییر شکل داده است و در سياست هاي ملی گنجانده شد و به عنوان ابزاري براي حل مشكلات اجتماعي و اقتصادي پيش روي جامعه مطرح گردید.

 

 

كمينكان(سالن عمومي شهروندان) در ژاپن

(انجمن ملي كمينكان)

مقدمه :

نوعي از  مراكز محلي معروف به كمينكان بخشي است كه با زندگي جوامع محلی ژاپن به خوبي ارتباط برقرار نموده است. در ژاپن تقريبا 2000 شهرداري وجود دارد و 91% از آنها داراي يك يا چند كمينكان هستند كه به طور کلی 18000 كمينكان را در سراسر كشور تشكيل مي‌دهد. در مقايسه با كتابخانه‌هاي ژاپني كه تعداد آنها فقط2800 باب است معلوم مي‌شود كه اين مراكز تا چه حد با زندگي مردم درآميخته است. علاوه بر اين 24000 مدرسه ابتدايي و 10000 مدرسه راهنمايي در ژاپن، وجود دارد بنابراين به ازاي هر مدرسه راهنمايي تقريبا دو كمينكان وجود دارد.

تاسيس كمينكان ارتباط عميقي با بازسازي سالهاي جنگ دارد و قدمت آنها به حدود بيش از نيم قرن تجربه مي‌‌رسد كه با ایجاد بعضی از تغییرات سازماني و تثبيت جايگاه خود در جوامع ژاپني صورت گرفته است.

كمينكان ابعاد بي‌نظيري را ارائه مي‌نمايد كه مختص محيط فرهنگي ژاپن است. ابعاد ديگري نيز وجود دارد كه جهاني است اين ابعاد شامل ارائه فرصت‌هاي آموزش مادام‌العمری است كه براي زندگي مردم ضرورت دارد و بايد انتظارات روزافزون مردم را در آينده تامين نمايد.

كمينكان‌ها به عنوان موسسات آموزشي

كمينكان توسط هيات‌هاي آموزش محلي اداره مي‌شود كه مستقل از ساير شعبه‌هاي دولت محلي هستند. به اين ترتيب كمينكان‌ها وضعيتي شبيه به كتابخانه‌هاي عمومي و موزه‌ها دارند كه در شمار موسسات آموزش عمومي هستند. علاوه بر اين نقش‌ها كه با نقش كتابخانه‌ها، موزه‌هاي سراسر جهان قابل قياس است، كمينكان‌ها موسسات آموزشي هستند كه به  شيوه منحصر به فرد سبک ژاپني سازمان يافته‌اند. بعضی ازكمينكان های جدید در درون واحدهاي اداري محلی ايجاد مي‌شود، به اين معني كه پول ساخت وفعاليت‌های آنها همانند مدارس دولتي محلي از محل منابع مالی عمومي تامين مي‌شود.  اين موضوع محصول قانون آموزش اجتماعي سال 1949 است. براساس اين قانون كمينكان يك جايگاه حقوقي را بدست آورد و به عنوان بديهي‌ترين نظام آموزش بزرگسالان مورد تاييد واقع شد. در تاسيس كمينكان، شهرداري‌ها ازفرمانداریها و دولت ملي يارانه دريافت مي‌كنند. اما هنگامي كه اين كمينكان‌ها به سطح خاصي از فعاليت‌ها رسيدند اين منابع مالي قطع مي‌شود.

علاوه بر اين نوع كمينكان‌ها كه از طريق منابع دولتي ساخته و فعاليت مي‌كنند، انواع ديگري نيز وجود دارد كه از طريق روح داوطلبانه مشترك اهالي محل اداره مي‌شود. در اين صورت نيازی نيست كه كمينكان تحت نظر منطقه اداري خاصی باشد بلكه به خود جامعه محلي تعلق دارد. اينگونه كمينكان‌ها از نظر مقياس كوچكترند و بيشتر در مناطق روستايي رواج دارند.

كمينكان‌هايي كه در مقياس‌هاي كوچك هستند و توسط اهالي محل ايجاد و اداره مي‌شوند «كمينكان‌ مستقل» يا «كمينكان‌ روستايي» ناميده مي‌شوند. براساس بررسي‌هاي به عمل آمده از سوي انجمن ملی كمينكان‌ در نوامبر 2002، تعداد كمينكان‌هاي مستقل به 883/76 مورد رسيده بود. اين رقم نشان مي‌دهد كه كمينكان‌های مستقل تا چه میزان در زندگي مردم محل نقش محوري ايفاء مي‌نمايد. كمينكان‌ مستقل توسط اهالي محل ايجاد و اداره مي‌شود، تا بدينوسيله همبستگي آنان را افزايش داده و وضعيت جامعه آنها را بهيود بخشد. بعضي از آنها نيز فعاليت‌هايي را در همكاري مشترك با كمينكان‌هاي برخوردار از بودجه عمومي انجام مي دهند.

از آنجايي كه تاكنون انواع امكانات عمومي در سراسر ژاپن در مناطق شهری و روستايي آن احداث شده است، هم اكنون تعداد زيادي از اينگونه مراكز محلي وجود دارند كه فعاليت‌هاي آنان به آن نوع  كمينكان‌ها بستگي دارد. با وجود اين كمينكان‌ به عنوان امكاناتي كاملا متفاوت از سالن‌هاي اجتماعات عمومي  مطلق آغاز به كار كرده‌اند.

دوره هاي تاريخي سوادآموزي ويادگيري :

پس از شكست ژاپن در جنگ جهاني دوم، ويراني‌هاي وسيعي بر جا ماند. در اين زمان آگاهي نسبت به ضرورت اتخاذ سطح بالاتري از پيچيدگي فرهنگي براي شهروندان به ويژه بزرگسالان لازم بود تا آنان بتوانند در چارچوب دمكراسي به حقوق خود دست يابند. به بيان ديگر، نقش آموزش در بازسازي كشور ضرورت يافت و نه تنها تحصيل كودكان بلكه آموزش بزرگسالان نيز ضرورت مي‌يافت.  در راستاي همين موضوع براي رفع اين نيازها بود كه ايده كمينكان‌مطرح گرديد و ایجاد آنها رواج يافت. همه اين رويدادها تا ژولاي 1946 يعني در طي يك سال از پايان جنگ اتفاق داد.

حامي اصلي كمينكان‌‌ فردي به نام ترانا ساكو بود كه در اصلاحات آموزشی ژاپن پس از جنگ دخالت داشت. او مي‌گفت‌: كه تنها راه باز گرداندن ژاپن به روي پاهاي خود اين است كه آن را به عنوان کشور صلح و تمدن بر پايه دمكراسي بنا كنيم. اما ما نبايد اين تصميم را به عنوان يك امر اجباري از سوي قدرت‌هاي متحد تلقي نماييم. ما نبايد فكر كنيم كه دمكراسي را به عنوان آخرين حربه پس از شكست در جنگ اتخاذ كرده‌ايم. صرف نظر از هر گونه دلگرمي يا تحميل ما بر حسب ضرورت بايد داوطليانه مسير صلح را انتخاب نماييم. او خواستار ایجاد يك مكان و موسسه مناسب شد كه مردم بتوانند در آن پرورش خود را تعالي بخشند و افق‌هايشان را گسترده‌تر كنند و آنها را تغذيه نموده و به عنوان واحد قلب‌ها خدمت نمايد. به طور خلاصه، او پيشنهاد نمود كه ایجاد كمينكان‌ محفلي براي تشويق دخالت مردم به دمكراسي است و ظرف مدت چند سال نظام كمينكان‌ به طور رسمي ايجاد شد.

اين ايده در محله‌هاي سراسر كشور اتخاذ شد و پاسخ فوق‌العاده‌اي را از سوي مردمي كه در جستجو باقتن روش جديدي بر اي زندگي بودند دریافت نمود. جوانان پر انرژي به خصوص بيشتر از همه به جنبش كمينكان‌ كمك كردند. در سالهاي بعد، كمينكان‌ به جوامع محلی سراسر جهان گسترش يافت و به یك موسسه آموزشي رايج در كنار مدارس تبديل شد. با وجود این فعاليت‌ها و تصوير كمينكان‌ از ابتدا مبهم بود زيرا مبناي كار آنهادر زندگی جامعه محلي قرار داشت و فعاليت‌هاي آنان در سطح محلي تعيين مي‌شد و اشكال گوناگوني به خود مي‌گرفت. براساس شرايط، هدف آنها گسترش توانمندي‌هاي اهالي محل در خودگرداني، پرورش روحيه مستقل، و ارتقاء صنايع ستتي يا فعاليت‌هاي فرهنگي بود.

                   در طي اين فعاليت بسیار متنوع كمينكان‌ حضوري چشمگیر داشت كه امروزه بسیاری از افراد  از آن بهره‌مند مي‌شوند.

فعاليت كنوني كمينكان دارای سه ویژگی مهم است:

ويژگي‌هاي كمينكان                                       ‌

o   اولين ويژگي اين است كه در حاليكه كمينكان‌ يك موسسه آموزشي است به جاي آنكه اطلاعات دانش يا مهارت‌هاي كاري خاصي را ارائه نمايد، هدفش کسب خرد است که از طریق ارتباطات فردی مستقیم قابل دستیابی است. انگلستان نيز در قالب موسسات آموزش بزرگسالان، هم مراكز محلي دارد و هم دانشكده‌هاي محلي (كالج‌هاي محلي) دارد و كمينكان‌ را مي‌توان به عنوان تركيبي از هر دو اين نقشها در نظر گرفت.

o   دومين ويژگي كه از ويژگي اول مشتق شده است این است كه تعداد كمي از فعاليت‌هاي كمينكان‌ به سمت آموزش براي اشتغال است، بلكه بيشتر در جستجوي خودباوري یا يافتن بك معني در زندگي هستند. دليل يادگيري در كمينكان‌ بالا بردن سطح فرهنگي فرد است و در نتيجه بهبود كيفيت زندگي

o      ويژگي سوم اين است كه كمينكان‌ محدود به آموزش بزرگسالان نيست، بلكه شامل فعاليت‌هاي جوانان نيز مي‌شود زيرا كمينكان‌ سبستمي است كه به روي همگان باز است. اين موضوع تضمين مي‌نمايد كه كمينكان‌ توسط عموم اداره مي‌شود و تنها به فعاليت‌هاي داوطلبانه وابسته نيست.

با توجه به ابعاد سه‌گانه فوق در مورد كمينكان‌، بياييد به بررسي نظراتي كه در پروژه  كمينكان‌ مطرح شده است بپردازيم.

اصول بنيادين پروژه كمينكان                           ‌

از آنجا كه تعدادي از كتابخانه ها به طور خصوصي يا توسط دانشگاه‌ها ايجاد شده‌اند تعيين روشن نقش و ماموريت‌هاي كتابخانه‌هاي عمومي نظير كتابخانه عمومي مانيفستوي يونسكو (1994) سودمند است. از سوي ديگر، كمينكان‌ هميشه توسط ادارات شهرداري ايجاد مي‌شود. بر همين اساس، كمينكان‌ها در اصل امكانات عمومي هستند بنابر اين چندان ضرورتی ندارد که به آنها «كمينكان‌ عمومي» اطلاق گردد.

هم اكنون، واقعيت كمينكان‌ مشتركات زيادي با كتابخانه‌هاي عمومي دارد و ايده‌هاي پايه با ايده‌هايي كه در كتابخانه عمومي مانيفستوي يونسكو مطرح شده است همپوشی دارد.

به همين دليل، ايده‌هاي پنهان در پروژه كمينكان‌ را مي‌توان به شرح ذيل ملاحظه نمود:                        اول اينكه اصل آزادي و برابري بايد تضمين شود. اين كار آسان نيست اما اصلي است كه نبايد نقض شود و كمينكان‌ راه‌هايي را براي رسيدن به آن پيش‌بيني كرده ‌است از جمله ارائه خدمات مراقبت از كودكان براي مادران جواني كه علاقمند به شركت در فعاليت‌ها هستند.

o   دوم اينكه خدمات بايد بطور رايگان عرضه شود كه از اصولی است که كتابخانه‌هاي عمومي سراسر جهان آن را رعايت مي‌كنند و قانون كتابخانه‌هاي عمومي ژاپن آن را تعيين نموده است. سخنراني‌ها و دوره‌هاي كمينكان‌ نيز رايگان است و به منظور تشويق مشاركت بيشتر،  گروه‌هاي علاقمند به استفاده از امكانات نيز مي‌توانند به طور رايگان از خدماتي كه داراي معيارهاي خاصي است استفاده نمايند.

o   سوم دارا بودن استقلال به عنوان موسسه‌اي براي يادگيري وفرهنگ .  كاركنان كمينكان‌ بايد در كمينكان‌ به عنوان يك موسسه آموزشي سخنراني‌ها، دوره‌هايي را سازماندهي نمايند در غير اين صورت كمينكان‌ صرفا تبديل به يك سالن جلسات مي‌شود.

o   اصل چهارم اين است كه نيروي انساني كمينكان‌ بايد تامين شود، ارائه فرصت‌هاي يادگيري براي مردم در تمامي سنين از ضرورت‌هايي كه عصاره يادگيري مادام‌العمر است. در اينجا، كاركنان كمينكان‌ مي‌توانند كمك بزرگي را از طريق آموزش سواد، اجراي برنامه‌هايي براي افراد معلول (ناتوان) و دوره‌هاي طراحي شده براي افرادي كه محروم از فرصت‌هاي يادگيري بوده‌اند را فراهم نمايند.

o   اصل پنجم اين است كه كمينكان‌ نبايد در محل‌هاي دورافتاده قرار داشته باشد، بلكه بايد در نزديكي مردم و در جائي باشد كه جمع كردن آنها و استفاده از فرصت‌هاي ارائه شده آسان باشد. به همين دليل برنامه‌ريزي شده است كه در هر بخش مدرسه راهنمايي تحصيلي يك كمينكان‌ ايجاد شود.

o   اصل ششم اين است كه امكانات بايد كافي باشد به ويژه براي تضمين دسترسي آسان افراد مسن و افراد معلول به امكانات. در اين بخش كار زيادي بايد انجام شود اما برنامه‌هايي در نظر گرفته شده است كه سطوح شيب‌دار و آسانسور مخصوص ويلچر، سرويس‌هاي بهداشتي مناسب و اتوبوس مخصوص افرادي كه براي رسيدن به كمينكان‌ به كمك احتياج دارند فراهم شود.

o   اصل پاياني مشاركت اهالي محل است. براي مديريت لازم است كه نظراتشان را از طريق جلسات عمومي كميته برنامه‌ريزي و گردهمايي‌هاي غير رسمي استفاده‌كنندگان كمينكان‌ در ميان بگذارند. همچنين شوراي مديريت كمينكان‌ متشكل از نمايندگان اهالي محل است كه بر فعاليت‌هاي كمينكان‌ نظارت مي‌كنند.

به منظور تحقق اين اصول در عمل، كاركناني كه در كمينكان‌ كار مي‌كنند يك نقش اساسي دارند.

منابع انساني كمينگان

نقش‌‌هاي اساسي يك كمينكان توسط مشاوران(شوجي) انجام مي‌شود. آموزش‌ها و شرايط ضروري براي مديران هنوز به طور كامل تبيين نشده است. اما تا جايي كه امكان دارد افرادي انتخاب شده‌اند كه گواهي مشاوره آموزش مادام‌العمر را احراز نموده اند. باوجوداین در عمل، بيشتر مديران اين شرايط تخصصي را ندارند. همچنين بسياري از كاركنان كمينكان‌ معمولا وظايفي در خارج از كمينكان‌ دارند يا به صورت پاره وقت كار مي‌كنند اما كار آنان در كمينكان‌ غالبا بسيار فراتر از حدود معمولي كار پاره وقت است. اين به خاطر باز بودن كمينكان‌ در مدت زماني طولاني در اوقات شبانه روز است و غالبا بيشترين تقاضا براي خدمات آنان در هنگام شب یا در روزهاي آخر هفته و تعطيلات است. به منظور تامين اين نيازها وجود يك پرسنل تمام وقت اجتناب ناپذير است اما تامين حقوق آنان مي‌تواند بار سنگيني را بر بودجه‌هاي عملياتي محدود كمينكان‌ تحميل كند. كمينكان‌ يك مدير هم دارد و نيازمند افراد ديگري است كه از امور عمومي مديريت مراقبت نمايند. بنابراين تامين نيروي انساني كافي همواره يك چالش مهم است.

کارکردهای كمينكان                                    ‌

اساسي ترين كار پرسنل كمينكان‌ برنامه‌ريزي برنامه‌هاي آموزشي است كه به طرق گوناگون براي تامين نيازهاي مناطق خاص و شهرداري‌ها تبديل مي‌شود. همچنين آنها مسئول فراهم ساختن فضاهاي جلسات و مطالب مربوط به فعاليت‌هاي گروهي شهروندان گوناگون هستند. اين بعد از  مساعدت در يادگيري كه در اختيار اهالي محل قرار مي گيرد را مي‌توان در پنج مورد ذيل جمع بندي نمود:

اجتماعات : فراهم نمودن مكاني براي تجمع مردم، توانايي گردهمايي و يادگيري در كمينكان‌ براي توسعه فردي و منطقه‌اي ضرورت دارد.

1) يادگيري: فراهم‌ آوردن يادگيري براي افراد به منظور يافتن راه زندگي خود و ايجاد روابط بهتربا مردم و يا موجودات زنده و محيط زيست. اين امر نباید به انواع خاصی از دانش و فرهنگ محدود ‌باشد، بلكه بايد به همه ابعاد زندگي مرتبط باشد.

2) ارتباط: پيوند افراد و گروه‌ها با يكديگر به طوري كه همه بتوانند از توانايي‌ها و دانش خاص آنان بهترين استفاده را ببرند و به گروه‌ها كمك كنند.

3)   توسعه: كمينكان‌ مكان و فرصتي را براي شهروندان ايجاد مي‌كند تا بتوانند خود و جوامع‌شان را توسعه دهند.

4)  اكتشاف: كمك به خود اكتشافي و اكتشاف مجدد جامعه و همچنين ارائه تمام انواع اطلاعات مربوط به موضوعي كه مردم به دنبال آن هستند

فعاليت‌هاي كمينكان                                    ‌

فعاليت‌هاي كمينكان‌ متناسب با وضعيت محل و مبتني بر زندگي واقعي افراد درجامعه است. به خصوص فعاليت‌هاي ذيل انجام مي‌شود:

(1)      فعاليت‌هاي جامعه بنياد

مردم مي‌توانند آزادانه وارد كمينكان‌ شوند و امكانات و تجهيزات براي سازمان‌ها و گروه‌هاي محلي فراهم مي‌شود تا امكان برگزاری جلسات و فعاليت‌هاي ورزشي را در كمينكان‌ ايجاد نمايد.       فعاليت‌هاي كودكان و افزايش فرهنگ اهالي محل.

كمينكان‌ دوره‌هاي گوناگوني را براي پاسخ گفتن به علائق وپرورش‌ اهالي محل و كودكان ارائه مي‌نمايد. كمينكان‌ از فعاليت‌هاي يادگيري حمايت مي‌كند تا نيازهاي اهالي محل را مرتفع سازد واسناد ضروري و امكانات لازم براي فعاليت‌هاي يادگيري و تجهيزات فعاليت هاي ورزشي را به امانت در اختیار می گذارد.

(2)      فعاليت‌هاي شبكه‌سازي محلي

كمينكان‌‌ ميان سازمان‌ها و گروههاي  مختلف محلی پيوند و هماهنگي برقرار مي كند و فعاليت‌هاي مشتركي را با مدارس برگزار مي‌نمايد. همچنين كمينكان‌ رهبران و افراد حرفه‌اي محل را شناسايي و از آنها بهره‌برداري مي‌نمايد.

مهمترين ويژگي‌هاي فعاليت‌هاي كمينكان‌ را مي‌توان در سه بعد ذيل جمع‌يندي نمود:                                بعد اول در ارتباط با شركت‌كنندگان در فعاليت‌هاست. شركت‌كنندگان در فعاليت‌هاي يادگيري از طريق كار گروهي و غيره با يكديگر ارتباط بر قرار مي‌نمايند. دوره‌هايي كه در كمينكان‌ ارائه مي‌شود را مي‌توان «جامعه يادگيرنده مشترك» ناميد كه در آن خود شركت‌كنندگان دوره‌ها و فعاليت‌هاي يادگيري را با توجه به رويكردها، نظرات و ويژگي‌هاي فردي هر شركت‌كننده اجرا مي‌كنند. اين روش يادگيري از بالا به پايين نيست كه در آن چيزي آموخته شود كه از سوي مسئولين بالاتر برنامه‌ريزي شده است بلكه يادگيري از پايين به بالا است كه در آن محتواي يادگيري از طريق بحث و گفتگو در ميان تمام اهالي محل توليد مي شود.

بعد دوم اين است كه نتايج يادگيري به جوامع محلي باز  مي‌گردد نه فقط  به تك تك افراد. نتايج يادگيري به جوامع محلي و مردم باز مي‌گردد و در نتيجه به نفع فرهنگ و جامعه محلي است و به توسعه جوامع كمك مي‌كند.

به طور مثال، شركت كنندگان، مهارت هاي ايجاد وب‌سايت اینترنتی را در دوره های کمینکان برای ایجاد وب سایت نمی آموزند بلکه آنها این دوره ها را برنامه ریزی می کنند تا توجه بیشتری را به جوامع خود جلب نمایند. این کار از طریق ایجاد وب سایت براي انتشار اطلاعات محلي صورت مي‌گيرد. شركت‌كنندگان مي‌آيند تا جامعه خود را بشناسند، توزيع اطلاعات محلي را آغازمی نمايند، شبكه‌هايي را براي اقدامات محلي ايجاد مي‌نمايند و در نتيجه شركت‌كنندگان در جامعه خود نقش رهبري را بر عهده مي گيرند. به اين ترتيب، دوره‌هاي كمينكان‌ به توسعه اهالي محلي كه مي‌توانند نقش توسعه جامعه را در آينده بر عهده بگيرند كمك مي‌كند.

بعد آخر اين است كه دوره‌هاي كمينكان‌ با هدف خودآموزي شركت‌كنندگان طراحي مي‌شود. هدف اصلي ساختن فردي است كه مي‌تواند فكر كند و جامعه خود را توسعه دهد. در انتشاراتی با عنوان «وضعيت مطلوب كمينكان‌ و شاخص‌هاي كنوني» كه توسط انجمن ملي كمينكان‌ در سال 1965 تنظيم شده است اشاره شده است كه هدف نهايي اهداف و اصول كمينكان‌ «توسعه توانمندي‌هاي خودگرداني محل است«. اين هدف كمينكان‌ را مكاني براي يادگيري، براي ايجاد توانايي‌هاي خودگرداني اهالي و براي پذيرش خودگرداني محلي مي داند.

انواع دوره‌هاي سراسري با مسئوليت كمينكان‌

-         فعاليت‌هاي فرهنگي سرگرمي‌ها و هنرهاي سنتي

-         ورزش و تفريح

-         اقتصاد خانه و روش زندگی

-         مهارت های شغلی و فناوری

-         آگاهی شهروندی و جامعه

فضا و مکان کمینکان

بيشتر كمينكان‌‌ها در ساختمان‌هاي خود مستقر هستند اما ممكن است امكانات مكان‌هاي ديگر نظير كتابخانه‌ها و سالن‌هاي كودكان مشترك باشند. مساحت كل ساختمان‌ها متغير است. كوچكترين آنها 200 متر مربع و بعضي از آنها كه داراي سالن اجتماعات و نمایش هستند ممكن است به 5000 متر مربع برسد در طي 30 سال اخير ساختمان‌‌هاي عيني تقويت شده رايج‌ترين ساختمانها  بوده‌اند.

فضای درون محوطه كمينكان‌ معمولا به قسمت‌هاي ذيل اختصاص داده شده است:

اول اتاق‌هاي جلسات و سخنراني است كه معمولا 3 تا 4 تا است. سپس اغلب يك اتاق مطالعه وجود دارد كه دو برابر يك كتابخانه است و يك اتاق كه براي ورزش‌هاي ساده داخل سالن از آن استفاده مي‌شود. گاهي اوقات هم يك سالن اجتماعات چند منظوره وجود دارد. بطور كلي يك آشپزخانه نيز وجود دارد كه هم براي كلاس‌هاي آشپزي و هم براي فعاليت‌هاي كمينكان‌ مورد استفاده قرار مي گيرد. علاوه بر اين يك يا چند اتاق به سبك ژاپني دارای زیرانداز وجود دارد كه براي مراسم چاي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين تنها مكاني است كه در آوردن كفش‌ها ضروري است و مكاني است كه براي استراحت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ساير امكانات معمول عبارتند از اتاق‌هاي مراقبت از كودكان، مطالب ديداري و شنيداري، موسيقي، كامپيوتر و صنابع دستي گوناگون وكارهاي چوبي و ظروف سفالی و بالاخره لابی كه غالبا به عنوان مكان مناسبي بري همايش‌هاي غير رسمي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

يافته ها

ژاپن امروزي بدون شك جامعه‌اي است كه ارزش والايي را براي امرآموزش قائل است. در هيچ جای دیگری اين امر بهتر از «آموزش اجتماعي» ژاپني‌هاکه آن را آموزش بدون مدرك مي نامند منعكس نشده است. موسسات گوناگوني نظير مدارس متفرقه، اين خدمات را ارائه مي‌دهند. شركتهاي بزرگ روزنامه كه مسئوليت مالي مراكز فرهنگي را بر عهده دارند و فروشگاه هاي بزرگ برنامه‌هاي جاري آموزش اتفاقي را ارائه مي نمايند. برنامه هاي  درسي شامل همه چيز ازجمله كلاس‌هاي آشپزي، موسيقي، مكالمه انگليسي و شعر ژاپني است.

يادگيري مادام‌العمر اصطلاح ديگري براي آموزش اجتماعي است كه در اصلاحات آموزشي در اواخر دهه 1980 نيز یک عبارت كليدي محسوب می شد. مسئولیت آموزش اجتماعي بر عهده تمامي سطوح دولت است. اما دولت هاي محلي (فرمانداري ها) مسئوليت ويژه اي دارند. دولت هاي محلي همچنين تا حد زيادي مسئول امكانات عمومي نظير كتابخانه‌ها و موزه‌ها به عنوان منابع اساسي در آموزش اجتماعي هستند.وزارت آموزش و پرورش علاقمند است كه استفاده از امكانات مدارس دولتي را براي فعاليت هاي آموزش مادم‌العمر، افزايش تعداد مراكز آموزش اجتماعي، پرسنل آموزشي و انتشار اطلاعات در باره فرصت های یادگیری مادام‌العمر را افزايش دهد.

ژاپني ها مطالعه گران بااشتیاقی هستند. كتابفروشي هاي معروف هر روزاز زماني كه درهايشان را باز مي كنند پر از كتابخوانهايي هستند كه به دنبال كتب خارجی و ژاپنی    هستند. چهار روزنامه ملي(با دو بار چاپ)  به تنهايي تيراژ روزانه ترکیبی بيش از 35 ميليون دارند و همچنين 4 روزنامه انگليسي زبان نيز وجود دارد.

با وجود آنكه اموزش و پرورش ژاپن از بسياري لحاظ در حال گذر است اما هنوز حتي با فشار رو به افزايش براي اصلاحات و تاكيد بيشتر بر فرد بودن و بين المللي كردن آموزش ساختار تشكيلاتي پس از جنگ خود را دارد. واضح است که تغييرات آموزشي امتزاجی از ارزشهاي سنتي و نوآوري‌هاي مدرن است(1994).

در ژاپن اصطلاح «آموزش اجتماعي» اصطلاحي كلي براي فعاليتهاي آموزشي سازمان يافته است (شامل فعاليت هاي مربوط به تربيت بدني و تفريح) كه اساسا ويژه بزرگسالان و جوانان است و جداي از فعاليت هايي است كه در برنامه درسي آموزش رسمي وجود دارد.

فعاليت هاي آموزش اجتماعي به طرق مختلف براساس تمايل داوطلبانه وخودانگیز  مردم براي يادگيري انجام مي شود. امكانات دولتي عمده هم براي آموزش اجتماعي شامل سالن هاي عمومي شهروندان كتابخانه‌هاي عمومي، موزه ها، خانه‌هاي جوان ، مراكز كودكان و مراكز آموزش زنان است.

(1)    سالن هاي عمومي شهروندان

سالن‌‌هاي عمومي شهروندان از امكانات اصلي آموزش اجتماعي در جامعه است. اين سالن‌ها انواع برنامه هاي آموزشي، تحصيلي و فرهنگي كه با زندگي واقعي مردم جامعه سازگار باشد اجرا مي كنند. در حال حاضر، سالن‌هاي عمومي شهروندان در بيش از 90 درصد از تمامي شهرداري‌هاي سراسر كشور وجود دارد. اين سالن‌ها فعاليتهاي گوناگوني را اجرا مي نمايند كه شامل سازماندهي انواع گوناگون دوره‌ها، كلاسها، سخنراني و نمايشگاه، امانت دادن كتاب و برگزاري جلسات تربيت بدني و تفريحي است. همچنين اين مراكز امكانات خود را براي فعاليتهاي يادگيري داوطلبانه در اختيار عموم مردم قرار مي دهند. در اكتبر سال 2002 ،17947 سالن عمومي شهروندان در ژاپن وجود داشت. (البته، 17936 سالن توسط دولت محلي و 11 تاي دیگر توسط سازمان‌هاي خصوصي اداره مي شد.)

2) كتابخانه‌هاي عمومي

كتابخانه‌هاي عمومي نيز ازجمله امكانات آموزشي اجتماعي هستند كه كتاب ها و مكتوبات را جمع‌آوري، مرتب و نگهداري مي نمايند و آنهارا در معرض استفاده عموم مردم قرار مي‌دهند و به اين ترتيب به نيازها و تقاضاي مردم به فعاليت‌هاي آموزشي، فرهنگي، تفريحي و تحقيقاتي پاسخ مي‌گويند. در اكتبرسال 2002 (2742) كتابخانه‌ عمومي  در سراسر كشور فعاليت مي‌كرده است (البته 2714 کتابخانه توسط دولت‌هاي محلي و 28 كتابخانه باقيمانده توسط مجامع خصوصي اداره مي‌شد.

3)موزه‌ها

موزه‌ها براي استفاده مردم به عنوان امكانات آموزش اجتماعي در فعاليت‌هاي آموزشي و فرهنگي، تحقيقاتي و تفريحي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين كار را طريق جمع‌آوري، نگهداري و نمایش اشياء تاريخي، هنري، فرهنگ محلي مردم، صنعت، علوم طبيعي و غيره صورت مي‌گيرد.     چندين نوع موزه وجود دارد : موزه های عمومي، موزه های تاريخي، موزه‌هاي هنري، موزه های‌ علوم، باغ‌هاي وحوش‌‌، باغ‌هاي گياهان و غيره . در اكتبر 2002 (1120) موزه در ژاپن وجود داشت (از اين تعداد، 31 موزه توسط دولت ملي يا موسسات مستقل اداري، 608 موزه توسط دولت محلي و 481 موزه‌ توسط مجامع خصوصي اداره مي‌شد.)

4) امكانات آموزش جوانان

الف) مركز يادبود المپيك ملي جوانان (موسسه مستقل اداري)

اين مركز يك موسسه آموزش اجتماعي است كه هدف آن ارتقاء آموزش جوانان، پرورش جوانان سالم از طريق ارائه آموزش به جوانان و افرادي است كه دست‌اندركار آموزش جوانان هستند از جمله رهبران آموزش جوانان، ارتقاء ارتباط و همكاري بين امكانات و سازمان هاي آموزشي جوانان و اعطاي يارانه به سازمانهاي آموزش جوانان. اين مركز به عنوان تنها مركز ملي ژاپن در آموزش جوانان مشغول به فعاليت است.

ب) خانه‌هاي ملي جوانان به عنوان موسسه اداري مستقل

خانه‌هاي جوانان امكانات عمومي هستند كه به منظور كمك به توسعه افراد جوان با بدن و ذهن سالم است كه از طريق ارائه فرصت‌هاي مشاركت آنان در آموزش گروهي شبانه و ارائه تسهيلات استفاده ازاین آموزش‌ها انجام مي‌شود.

بعضي از اين خانه‌هاي جوانان توسط دولت ملي و بعضي توسط دولتهاي محلي اداره مي‌شود. بعضی از خانه های جوانان که توسط دولت محلی اداره می شود امكانات غير ساكني هستند كه در مناطق شهري براي استفاده در روز كاربرد دارند. در اكتبر 2002 ، 406 خانه‌ جوانان وجود داشت. (13 خانه جوان توسط دولت ملي و 393 تا توسط دولت‌هاي محلي اداره مي شوند) در آوريل 2001،  خانه‌هاي ملي جوانان با يك شركت ادغام شدند و از يك سازمان ملي به يك موسسه اداري مستقل تغيير ماهیت دادند.

ج) موسسات مستقل مراكز ملي كودكان

مراکزكودكان از جمله امكانات عمومي است كه هدف از آن ارائه فرصت تجربه فعاليت‌هايي است كه در خانه يا مدرسه براي كودكان سنين اجباري مدرسه وجود ندارد. اين فعاليت‌ها از طريق آموزش گروهي شبانه در طبيعت انجام مي‌شود. مراكز كودكان هم محلي و هم ملي هستند. در اكتبر 2002، 339 مركز وجود داشت 14  مركز ملي و 325 مركز محلي بود). در آوريل 2001 مراكز ملي كودكان در يك شركت ادغام شدند و از سازمان ملي به موسسه اداري مستقل تغيير شكل دادند.

(5) مراكز آموزش زنان

زنان، مكان‌هاي آموزش اجتماعي هستند كه هدف از آنها افزايش آموزش زنان است. آنان برنامه‌هاي خود را براي آموزش و كارآموزي به زنان و آنهايي كه در آموزش زنان دخيل هستند انجام مي دهند، همچنين در تبادل تجربه و اطلاعات در ميان اين افراد، ارائه اطلاعات سودمند به آنان و بررسي ها و تحقيقات گوناگون نير فعاليت دارند. اين مراكز همچنين امكانات و تجهيزات خود را در اختيار گرو‌ه‌ها و سازمان‌هاي داوطلب زنان براي اهداف آموزشي قرار مي‌دهند. از طريق اين فعاليت‌ها، مراكز آموزش زنان با هدف بهبود كيفيت و قابليت‌ها و همچنين دانش و مهارت زنان به آنان كمك مي‌كنند. تا ماه مارس 2002 (197) مركز از اين نوع در سراسر كشور وجود داشت. مركز ملي آموزش زنان كه يك موسسه اداري مستقل است و مراكز آموزش زنان توسط دولت هاي محلي (94 مركز) و توسط مجامع غيردولتي (102 مركز) در سراسركشور وجود دارد.

 

(6) مراكز سمعي و  بصري و كتابخانه‌ها

هر دوی مراكز سمعي و  بصري و كتابخانه‌های سمعي و بصري، مطالب ياددهي (آموزشي) سمعي و بصري را در اختيار مدارس، مكانهاي آموزش اجتماعي و اهالي محل قرار مي‌دهند. همچنين مشاوره و ساير خدمات مربوط به استفاده از وسايل كمك آموزشي  سمعي و بصري را در اختيار آنان قرار مي‌دهند. از ميان اين امكانات، مركزي كه از همه بزرگتر باشد و نقش‌هاي وسيع‌تري را داشته باشد به عنوان« مراكز سمعي و بصري» تعيين مي‌شوند.  در آوريل 2003 (53 مركز) سمعي و بصري و 777 كتابخانه سمعي و  بصري در سراسر كشور وجود داشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

 

www.iranculture.org

www.ericeduation.ir

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 10:10  توسط ناصر پورمحمدیان  | 

مطالب قدیمی‌تر